🏆

داستان کامل مجموعه آواتار؛ از آغاز تا آواتار ۲ و پیش بینی داستان آتش و خاکستر

12 دقیقه
👁
📚 شامل 3 عنوان
کالکشن متصل
مشاهده لیست عناوین

جیمز کامرون قرار است با اکران “آواتار: آتش و خاکستر” (Avatar: Fire and Ash) بار دیگر مرزهای سینما را جابه‌جا کند. اما قبل از اینکه قدم به سرزمین‌های سوخته بگذاریم، باید به یاد بیاوریم که همه چیز از کجا شروع شد. در میان زرق‌وبرق جلوه‌های ویژه خیره‌کننده، داستانی عمیق از خیانت، عشق و خانواده نهفته است که شاید در گذر زمان فراموش شده باشد. بیایید دفتر تاریخ پاندورا را ورق بزنیم؛ از سال ۲۱۴۸ تا نبردهای خونین دریا.

⚔️ نبرد کاراکترها
جوئل میلر
The Last of Us
باب اسفنجی
SpongeBob

این مطلب همیشه یک فیلم از این سری عقب‌تر می‌ماند تا از اسپویل فیلم جدیدترِ منتشر شده خودداری کنیم.

مطالب اختصاصی مشابه و تحلیل فیلم‌ها

…این مطلب شامل اسپویل کامل اتفاقات آواتار است…


پرده اول: سقوط در بهشت، طلوع یک اسطوره (داستان کامل آواتار ۱)

داستان کامل آواتار ۱
مشخصات فیلم Avatar (2009)
کارگردان: جیمز کامرون
بازیگران: سم ورتینگتون، زویی سالدانیا، سیگورنی ویور، استیون لانگ
امتیاز: برنده ۳ جایزه اسکار و پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینما
همه‌چیز وارونه است؛ بیرون همان جایی است که حقیقت دارد، درون فقط یک رویاست. — جیک سالی

در سال ۲۱۵۴، زمین دیگر آن گهواره سبز و مهربان سابق نیست. با جمعیتی بیش از ۲۰ میلیارد نفر، حیات وحش به خاطره‌ها پیوسته و نفس‌های زمین به شماره افتاده است. بشر برای بقا، چشم به آسمان‌ها دوخته و در فاصله‌ی ۴.۴ سال نوری، در منظومه آلفا قنطورس، قمری به نام پاندورا را یافته است. پاندورا خانه‌ی ماده‌ای معجزه‌آسا به نام آنابتانیوم (Unobtanium) است؛ سنگی که هر کیلوگرمش ۲۰ میلیون دلار می‌ارزد و تنها راه نجات زمین از بحران سوخت است.

اما پاندورا خالی نیست. این قمر سبز و درخشان، خانه‌ی ناوی‌ها (Na’vi) است؛ موجوداتی ۳ متری، آبی‌رنگ و هوشمند که برخلاف انسان‌ها، نه در مقابل طبیعت، بلکه در آغوش آن زندگی می‌کنند.

جیک سالی: سربازی در جستجوی معنا

جیک سالی در آواتار ۱

داستان ما با جیک سالی آغاز می‌شود. یک تفنگدار دریایی سابق که در جنگ‌های زمین، توان راه رفتن را از دست داده و حالا روی ویلچر، زندگی خاکستری و فقیرانه‌ای را می‌گذراند. وقتی برادر دوقلویش “تامی” (دانشمندی که ۳ سال برای مأموریت پاندورا آموزش دیده بود) کشته می‌شود، شرکت RDA به سراغ جیک می‌آید. به دلیل شباهت ژنتیکی نایاب دوقلوها، جیک تنها کسی است که می‌تواند جایگزین برادرش در کنترل یک آواتارِ گران‌قیمت شود.

جیک به پاندورا می‌رسد. او ۶ سال در خواب مصنوعی بوده و حالا، وقتی برای اولین بار در کالبد ۳ متری و قدرتمند آواتارش چشم باز می‌کند، معجزه‌ای رخ می‌دهد: او دوباره می‌تواند پاهایش را حس کند، بدود و بجهد.

نفوذ به قلب دشمن

در ابتدا، دکتر گریس آگوستین، رئیس برنامه آواتار، جیک را تنها یک سرباز بی‌صلاحیت می‌بیند. اما مأموریت جیک فراتر از علم است. سرهنگ مایلز کواریچ، فرمانده خشن نیروهای امنیتی، با جیک معامله‌ای می‌کند: “اطلاعات ناوی‌ها و نقاط ضعف محل زندگی‌شان (درخت عظیم هومتری) را برای من بیاور تا هزینه جراحی ستون فقراتت را بدهم و پاهایت را به تو برگردانم.”

نیتیری و جیک سالی

در اولین گشت‌زنی در جنگل‌های انبوه، جیک مورد حمله یک “تاناتور” وحشی قرار گرفته و از گروه جدا می‌شود. در سیاهی شبِ پاندورا، جایی که گیاهان با نورهای جادویی می‌درخشند، او توسط نیتیری (Neytiri)، شاهدخت قبیله “اوماتی‌کایا” نجات می‌یابد. نیتیری قصد کشتن این “بیگانه” را دارد، اما دانه‌های مقدس درخت ارواح (نشانه‌های اِیوا، خدای پاندورا) جیک را در بر می‌گیرند. این یک نشانه است؛ اِیوا او را انتخاب کرده است.

بیداری روح و خیانت ناخواسته

به دستور موآت (رهبر معنوی قبیله و مادر نیتیری)، جیک اجازه می‌یابد در میان آن‌ها بماند تا رسم و رسوم، زبان و هنر شکار را بیاموزد. جیک در این سه ماه، در پاندورا دوباره متولد می‌شود. او می‌فهمد که ناوی‌ها از طریق موهایشان (ساهیلو) اتصالی عصبی با تمام موجودات دارند؛ یک شبکه انرژی عظیم که تمام سیاره را به هم وصل می‌کند.

جیک کم‌کم عاشق نیتیری و فرهنگ غنی آن‌ها می‌شود، اما سایه‌ی سنگین خیانت همراه اوست. او اطلاعات هومتری را به کواریچ داده است. وقتی جیک سعی می‌کند با بولدوزرهای RDA مقابله کند، کواریچ او را از دستگاه خارج کرده و متوجه می‌شود که سربازش تغییر موضع داده است.

سقوط هومتری

سقوط هومتری در آواتار

انسان‌ها دیگر منتظر نمی‌مانند. علیرغم هشدارهای دکتر گریس مبنی بر اینکه تخریب هومتری به کل سیستم بیولوژیکی سیاره آسیب می‌زند، کواریچ دستور حمله را صادر می‌کند. درخت عظیم و کهن‌سالی که خانه ناوی‌ها بود، در میان آتش و موشک سقوط می‌کند. اِی‌توکان (پدر نیتیری) کشته می‌شود و جیک و گریس به عنوان خائن توسط هر دو طرف اسیر می‌شوند.

با کمک ترودی، خلبان شجاعی که از وحشیگری انسان‌ها منزجر شده بود، جیک و تیمش فرار می‌کنند. اما در حین فرار، دکتر گریس هدف گلوله قرار می‌گیرد و به شدت مجروح می‌شود.

ظهور توروک ماکتو: منجی پاندورا

توروک ماکتو

ناوی‌ها اعتمادشان را به جیک از دست داده‌اند. جیک برای بازپس‌گیری این اعتماد، دست به کاری غیرممکن می‌زند. او به سراغ توروک می‌رود؛ اژدهای سرخ‌رنگ و غول‌پیکری که پادشاه آسمان‌هاست و تنها ۵ نفر در تاریخ توانسته‌اند آن را رام کنند. وقتی جیک سوار بر توروک در مقابل قبیله فرود می‌آید، آن‌ها می‌فهمند که با یک اسطوره روبرو هستند: توروک ماکتو. جیک قبیله را متحد می‌کند و از تمام قبایل پاندورا می‌خواهد برای نبردی سرنوشت‌ساز جمع شوند.

در پای درخت مقدس ارواح، آن‌ها سعی می‌کنند روح گریس را به آواتارش منتقل کنند، اما گریس بیش از حد ضعیف است. او در لحظه‌ی مرگ، با لبخندی می‌گوید: “او (اِیوا) واقعی است.”

نبرد نهایی: طبیعت بر می‌خیزد

کواریچ با تمام قوا به سمت درخت ارواح حمله می‌کند تا قلب تپنده ناوی‌ها را نابود کند. نبردی نابرابر آغاز می‌شود؛ تیر و کمان در برابر هلیکوپترهای جنگی. ناوی‌ها در حال شکست هستند و دوستان جیک، از جمله ترودی و سوتی، کشته می‌شوند. جیک در اوج ناامیدی به درگاه اِیوا دعا می‌کند.

درست زمانی که بمب غول‌پیکر در حال اصابت به درخت مقدس است، معجزه رخ می‌دهد. تمام حیات وحش پاندورا، از پرندگان آسمان تا درندگان جنگل، به ارتش انسان‌ها حمله می‌کنند. اِیوا به دعای جیک پاسخ داده است!

پایان یک انسان، آغاز یک ناوی

جیک در یک نبرد هوایی و زمینی، کشتی‌های جنگی را نابود می‌کند. کواریچ با لباس رباتیک AMP فرار کرده و به واحد پیوند جیک حمله می‌کند. او شیشه کابین را می‌شکند و بدن انسانی و ضعیف جیک در معرض هوای سمی قرار می‌گیرد. در آخرین ثانیه، نیتیری با دو تیر قدرتمند کواریچ را از پای در می‌آورد و جیک را نجات می‌دهد.

انسان‌های غاصب از پاندورا اخراج می‌شوند. در آخرین صحنه، جیک زیر درخت ارواح دراز می‌کشد. تمام قبیله دعا می‌خوانند و اِیوا روح جیک را از بدن انسانی‌اش جدا کرده و برای همیشه به بدن آواتاری‌اش منتقل می‌کند. جیک سالی، دیگر آن سرباز شکسته روی ویلچر نیست؛ او حالا یک ناوی است، یک جنگجو، و نگهبان پاندورا.


پرده دوم: راه آب، راهی برای فرار نیست (داستان کامل آواتار ۲)

داستان آواتار ۲: راه آب
مشخصات فیلم Avatar: The Way of Water (2022)
کارگردان: جیمز کامرون
بازیگران جدید: کیت وینسلت، کلیف کرتیس، جک چمپیون
بودجه ساخت: حدود ۲۵۰ میلیون دلار
راه آب هیچ آغازی و هیچ پایانی ندارد… دریا می‌بخشد و دریا می‌گیرد. — خانواده سالی

بیش از یک دهه از زمانی که جیک سالی چشمانش را به عنوان یک ناوی باز کرد، گذشته است. جنگل‌های پاندورا در صلح نسبی به سر می‌برند و زندگی جیک دیگر فقط مبارزه نیست؛ بلکه پدری کردن است. جیک و نیتیری حالا یک خانواده بزرگ و پرجنب‌وجوش دارند:

  • نِتیام (Neteyam): پسر ارشد، سربه‌راه و همیشه مطیع پدر که بارِ مسئولیت سنگینی روی دوشش حس می‌کند.
  • لوآک (Lo’ak): پسر دوم، یاغی، کله‌شق و همیشه در جستجوی تاییدِ پدر، که احساس می‌کند وصله ناجور خانواده است.
  • توک (Tuk): دختر کوچک و شیرینِ خانواده که همه جا دنبال خواهر و برادرهایش است.
  • کیری (Kiri): دخترخوانده‌ای مرموز که به طرزی معجزه‌آسا از آواتارِ بیهوشِ دکتر گریس متولد شده. او ارتباطی عجیب و عمیق با طبیعت دارد و گاهی صدای اِیوا را می‌شنود.
  • اسپایدر (Spider): پسربچه‌ای انسانی که در پایگاه جا مانده بود (نوزادان نمی‌توانند سفر کرایو به زمین را تحمل کنند). او با بچه‌های سالی بزرگ شده و خودش را یک ناوی می‌داند، اما یک راز تاریک دارد: پدر بیولوژیکی او، همان کلنل کواریچ است.

بازگشت شیاطین از آسمان

بازگشت RDA به پاندورا

آرامش مانند یک رویای شیرین به پایان می‌رسد. یک شب، ستاره جدیدی در آسمان پدیدار می‌شود که بزرگ و بزرگتر می‌شود. سفینه‌های غول‌پیکر RDA بازمی‌گردند، اما این بار نه برای معدن‌کاوی، بلکه برای استعمار. زمین در حال مرگ است و آن‌ها پاندورا را به عنوان خانه جدید می‌خواهند. فرود آن‌ها کیلومترها از جنگل را به آتش می‌کشد.

اما وحشتناک‌تر از سفینه‌ها، مسافران آن‌ها هستند. کلنل مایلز کواریچ برگشته است! ذهن و خاطرات او قبل از مرگ، در یک بدن آواتاری جدید و قدرتمندتر (ریکامبیننت) بارگذاری شده است. او حالا آبی‌رنگ، سریع و کشنده است و تنها یک هدف در سر دارد: انتقام خونین از جیک سالی و خانواده‌اش.

تصمیمی برای بقا: ترک خانه

جیک به عنوان رهبر قبیله، شروع به جنگ‌های چریکی علیه قطارهای تدارکاتی RDA می‌کند. اما وقتی کواریچ و تیمش به جنگل نفوذ می‌کنند و بچه‌های جیک (و اسپایدر) را پیدا می‌کنند، جیک می‌فهمد که هدف اصلی، خانواده اوست. ماندن آن‌ها یعنی به خطر انداختن کل قبیله اوماتی‌کایا.

در یکی از احساسی‌ترین لحظات، جیک تصمیم می‌گیرد مقام رهبری را واگذار کند. او و نیتیری با قلبی شکسته، ایکران‌هایشان را زین می‌کنند و به همراه فرزندانشان، جنگل بارانی را که تنها خانه‌شان بوده، ترک می‌کنند تا در جایی پنهان شوند که دست کواریچ به آن‌ها نرسد.

پناهندگی به مردم دریا

قبیله متکاینا

پس از سفری طولانی بر فراز اقیانوس‌های بی‌پایان، خانواده سالی به مجمع‌الجزایر دوردست می‌رسند؛ قلمرو قبیله متکاینا (Metkayina)، مردم صخره و دریا. آن‌ها پوستی روشن‌تر، دم‌هایی پهن‌تر برای شنا و بازوهایی باله-مانند دارند. تونواری (Tonowari)، رئیس قبیله و همسر باردار و سرسختش رونال (Ronal)، با اکراه آن‌ها را می‌پذیرند. آن‌ها “مردم جنگل” را به چشم بیگانگانی می‌بینند که جنگ را با خود آورده‌اند و حتی به دستان ۵ انگشتی بچه‌های جیک (که نشانه دورگه بودن است) با تحقیر نگاه می‌کنند.

یادگیری راه آب

زندگی جدید آسان نیست. خانواده سالی باید همه چیز را از نو یاد بگیرند. جمله کلیدی این است: “راه آب شروع و پایانی ندارد.” بچه‌های تونواری، آونونگ (Aonung) و تسی‌رِیا (Tsireya)، مسئول آموزش آن‌ها می‌شوند. آن‌ها باید یاد بگیرند نفسشان را برای دقایق طولانی حبس کنند، با ایلوها (موجودات دریایی شبیه دلفین) شنا کنند و زبان اشاره زیر آب را بیاموزند.

 لوآک که همیشه تنهاست، با یک نهنگ طرد شده (تولکون) به نام پایاکان (Payakan) دوست می‌شود. پایاکان به خاطر حمله به شکارچیان انسان و نقض قانون صلح‌طلبی تولکون‌ها، از گروهش رانده شده است. لوآک در او یک روح همسان می‌بیند.

 کیری متوجه می‌شود که در زیر آب، قدرتش در کنترل موجودات و ارتباط با اِیوا حتی بیشتر است، قدرتی که گاهی او را می‌ترساند.

شکارچیان نهنگ و طلای جدید

تولکون‌ها در آواتار ۲

کواریچ برای پیدا کردن جیک، شروع به شکنجه قبایل دریایی و سوزاندن دهکده‌هایشان می‌کند. اما وقتی می‌فهمد جیک با تولکون‌ها ارتباط دارد، استراتژی‌اش را عوض می‌کند. او با یک کشتی شکار نهنگ همراه می‌شود. هدف آن‌ها “آمریتا” است؛ مایعی طلایی در مغز تولکون‌ها که پیری انسان را متوقف می‌کند و ارزشی نجومی دارد. صحنه‌های شکار بی‌رحمانه نهنگ مادر و بچه‌اش، قلب هر بیننده‌ای را به درد می‌آورد و خشم ناوی‌ها را برمی‌انگیزد.

تراژدی در غروب خونین

کواریچ با تعقیب پایاکان، موفق می‌شود لوآک، توک و تسی‌ریا را گروگان بگیرد تا جیک را مجبور به تسلیم کند. جیک و نیتیری چاره‌ای جز حمله به کشتی غول‌پیکر “Sea Dragon” ندارند. نبردی حماسی در غروب آفتاب آغاز می‌شود. ناوی‌ها سوار بر موجودات دریایی، و پایاکان با خشم طردشدگی‌اش، به کشتی حمله می‌کنند.

در میانه این هرج‌ومرج، نِتیام، پسر ارشد و قهرمان خانواده، برای نجات برادرش لوآک و اسپایدر به دل خطر می‌زند. آن‌ها موفق می‌شوند، اما در لحظه فرار، نِتیام تیر می‌خورد. او را به روی صخره‌ای می‌کشند. جیک و نیتیری بالای سر پسرشان می‌رسند، اما دیر شده است. نِتیام در آغوش پدر و مادرش، با آخرین نفس‌هایش می‌گوید: “می‌خواهم به خانه برگردم” و جان می‌دهد. فریادهای نیتیری، سکوت اقیانوس را می‌شکند.

نبرد نهایی در کشتیِ غرق‌شده

خشم و غم، جیک و نیتیری را به ماشین‌های کشتار تبدیل می‌کند. آن‌ها به کشتی بازمی‌گردند. نیتیری با تیر و کمانش خدمه را قتل‌عام می‌کند. کشتی در حال غرق شدن است و صحنه‌ها یادآور تایتانیک می‌شود. جیک و کواریچ در موتورخانه در حال غرق شدن، نبردی تن‌به‌تن و خفه‌کننده دارند. جیک در نهایت کواریچ را بیهوش و رها می‌کند تا غرق شود.

اما در چرخشی غیرمنتظره، اسپایدر پدر بیولوژیکی‌اش (کواریچ) را پیدا می‌کند و او را به ساحل می‌کشاند و نجات می‌دهد، اما با نگاهی پر از نفرت او را ترک می‌کند تا پیش خانواده واقعی‌اش، خانواده سالی، برگردد.

پایان پرده دوم: خانواده سالی، داغدار اما متحد، بدن بی‌جان نِتیام را طی مراسمی باشکوه به اعماق اقیانوس می‌سپارند تا به اجداد متکاینا بپیوندد. جیک به تونواری می‌گوید که می‌خواهند بروند، اما تونواری می‌گوید: “پسر شما حالا اینجا خوابیده است. شما دیگر جزوی از مردم دریا هستید.”

جیک در آخرین نمای فیلم، با چشمانی مصمم به دوربین نگاه می‌کند و می‌گوید: “من دیگر فرار نمی‌کنم. اینجا خانه ماست. اینجا قلعه ماست. و ما همین‌جا می‌جنگیم.”


پرده سوم: رقص آتش بر روی خاکستر (پیش بینی داستان آواتار ۳)

داستان کامل مجموعه آواتار؛ از آغاز تا آواتار ۲ و پیش بینی داستان آتش و خاکستر 1
تریلر رسمی دوم فیلم Avatar: Fire and Ash
108002:35
داستان کامل مجموعه آواتار؛ از آغاز تا آواتار ۲ و پیش بینی داستان آتش و خاکستر 2
مرتبط با: Avatar: Fire and Ash
👁️ بررسی

اگر فکر کردید جنگ جیک سالی با “مردم آسمان” تمام شده، سخت در اشتباهید. پایانِ «راه آب» فقط یک آتش‌بس موقت بود؛ آرامش قبل از طوفانی که قرار است همه‌چیز را بسوزاند. جیمز کامرون قول داده که در دسامبر ۲۰۲۵، با فیلم «آواتار: آتش و خاکستر» (Avatar: Fire and Ash)، تاریک‌ترین فصل تاریخ پاندورا را ورق بزند.

۱. شیطان هنوز نفس می‌کشد

بزرگترین خطری که خانواده سالی را تهدید می‌کند، یک روحِ کینه‎توز در بدنی فناناپذیر است. کلنل کواریچ نمرده است. او تحقیر شده، شکست خورده و زخمی است، اما زنده است. جیک فکر می‌کند کار او را تمام کرده، اما ما دیدیم که اسپایدر او را نجات داد. کواریچ حالا چیزی خطرناک‌تر از یک سرباز است؛ او یک “پدرِ طرد شده” است که هیچ چیز برای از دست دادن ندارد. او حالا می‌داند که زورِ بازو حریف جیک نمی‌شود، پس این بار با استراتژی سیاه‌تر و خشمگین‌تری بازخواهد گشت.

۲. راز بمب ساعتی: اسپایدر

اسپایدر شاید پیچیده‌ترین شخصیت فیلم بعدی باشد. او پسرِ دشمنِ خونیِ ناوی‌هاست، اما با بچه‌های جیک بزرگ شده.

 راز بزرگ: خانواده سالی هنوز نمی‌دانند که اسپایدر جانِ کواریچ را نجات داده است. وقتی این راز فاش شود (که قطعاً می‌شود)، واکنش نیتیری چه خواهد بود؟

 کینه نیتیری: یادمان نرفته که نیتیری در نبرد نهایی، گلوی اسپایدر را گرفت و تهدید به بریدن کرد. اسپایدر این ترس و نفرت را در چشمان “مادرخوانده‌اش” دید. این شکاف عاطفی می‌تواند خانواده سالی را از درون متلاشی کند.

پیش بینی آواتار ۳

۳. کیری: مسیح یا هیولا؟

بزرگترین علامت سوال داستان، کیری است.

 پدر کیری کیست؟ آیا او فرزندِ یک معجزه است؟ یا حاصل یک آزمایش ژنتیکی عجیب؟

 قدرت‌های ترسناک: در فیلم دوم دیدیم که او می‌تواند موجودات را کنترل کند و مستقیماً به “اِیوا” وصل شود (چیزی شبیه قدرت‌های آکوامن اما در مقیاس سیاره‌ای!). در فیلم سوم، احتمالاً می‌فهمیم که آیا این قدرت برای نجات پاندورا است یا اگر کنترل نشود، می‌تواند آن را نابود کند.

۴. ظهور مردم خاکستر

تا امروز، ناوی‌ها را به عنوان قهرمانان صلح‌جو و طبیعت‌دوست می‌شناختیم (جنگل و دریا). اما عنوان فیلم سوم، «آتش و خاکستر»، خبر از یک تغییر بزرگ می‌دهد. جیمز کامرون تایید کرده که در این فیلم با “ناوی‌های بد” آشنا می‌شویم. قبیله‌ای که احتمالاً در مناطق آتشفشانی و خاکستری پاندورا زندگی می‌کنند. آن‌ها شاید متحدان جدید کواریچ باشند یا دشمنانی که حتی انسان‌ها هم از آن‌ها می‌ترسند. عنصر “آتش” نماد خشم و ویرانی است؛ دقیقاً برعکس “آب” که نماد حیات بود.

۵. پایان بازی نزدیک است؟

کامرون گفته که «راه آب» و «آتش و خاکستر» با هم یک داستان کامل را تشکیل می‌دهند. جیک سالی پسرش را از دست داده و قلبش زخمی است. او در پایان فیلم دوم گفت: “اینجا قلعه ماست.” در فیلم سوم، این قلعه محاصره خواهد شد. جنگ دیگر فقط برای بقا نیست؛ جنگ برای انتقام است.

آماده باشید، پاندورا دیگر آن بهشتِ آبی و آرام نخواهد بود. آتش در راه است…

مطالب مرتبط

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها