بررسی بازی Metal Gear Solid Delta: Snake Eater / یک بازسازی کاملاً وفادارانه
با سلام خدمت شما همراهان گرامی مجله اینترنتی ساعت هفت، با نقد و بررسی بازی Metal Gear Solid Delta: Snake Eater در خدمت شما هستیم. بازی MGS Delta: Snake Eater توسط Virtous ساخته و Konami آن را در تاریخ ۹ شهریور امسال برای تمام پلتفرمها عرضه کرده است. این بازی بازسازی شمارهی سوم سری MGS است که در سال ۲۰۰۴ منتشر شده بود. در ادامه با نقد و بررسی بازی Metal Gear Solid Delta: Snake Eater همراه شما هستیم.
تگ مرتبط: نقد و بررسی بازی
مقدمه
سری بازی Metal Gear Solid در زمان اوجش سرآمد بازیهای Stealth و تاکتیکی بود که داستان بسیار جذابی را تعریف میکردند. اما چیزی که این سری بازی را با دیگر بازیهای دوران خودش متمایز میکرد، جدای از سبک و گیمپلی، نحوهی تعریف داستان به روش سینمایی محور بود.
بارها و بارها در میانگیمپلی (خصوصاً شمارهی دوم) دوربین به یک سکانس درام (بدون اکشن و فقط دیالوگ) Cut میخورد که برای من، که به چنین سبک داستانگویی عادت نداشتم، اعصابخوردکن بود. به دفعات Metal Gear Solid 2 را رها میکردم و بعد از یک یا دو هفته دوباره بازی را ادامه میدادم. حتی یادم هست وقتی بازی به میانپرده رسید، آن را برای صرف ناهار رها کردم، بدون اینکه بازی را Pause کنم، و وقتی برگشتم دیدم بازی همچنان در حال پخش میانپرده بود: ۲۰ دقیقه گیمپلی و ۴۰ دقیقه میانپرده پر از دیالوگ که من به سختی میتوانستم از چند و چون ماجرا سر در بیاورم.

مخصوصاً که در Metal Gear Solid 2 باید اکثر قسمتهای آن را با کاراکتر فوق نچسب Raiden (شما را نمیدانم ولی این کاراکتر اصلاً مورد علاقهی من نیست) پیش میبردم که برایم قوزبالاقوز بود. هیدئو کوجیما بازیسازی بود که میخواست کارگردان شود و این آرزوی دست نیافتنیِ هیدئو کوجیما در سراسر Metal Gear Solidها با یک پُتکی به نام “میانپردههای طولانیِ پر از دیالوگ” بر سر شما کوبیده میشد. با الگو گرفتن از او، بسیاری از کارگردانان بودند که در آن دوران از همان سبک هیدئو کوجیما بهره گرفته و روایتی جذاب برای بازی خود درست میکردند. اما امروزه روایت سینمایی در همهی بازیها و سبکهای گیمپلی وارد شده است. به نحوی که بودجهی ساخت بازی را میتواند تحتالشعاع خود قرار دهد. هیدئو کوجیما و Metal Gear نام بزرگی هستند که نمیتوان به هیچ عنوان خدشهای به آنها وارد کرد. اینکه کونامی به طور کلی وارد عرصهی ساخت بازی شد، به نحوی مدیون هیدئو کوجیما بود، اینکه Silent Hillها عرضه شدند بخاطر این بود که هیدئو کوجیما جوانان بازیساز را مورد حمایت خود قرار داد و آنها را زیر بال و پر خود پرورش داد. هیدئو کوجیما سبک خاص خودش را در ساخت بازی و خصوصاً گیمپلی آن دارد، بدین صورت که اتفاقاتی یا دیالوگهایی بین کاراکترها ردوبدل میشود یا اتفاقاتی درون میانپردهها میافتد که با حال و هوای بازی بسیار متفاوت است.
بازگشت کونامی
با بازگشت کونامی به عرصهی بازیهای رایانهای و اختصاص دادن بودجهای به مراتب بیشتر از گذشته به این بخش از هلدینگ کونامی، انتظار داشتم که استودیوهای بازیسازی آن تکانی به خود بدهند و بازیهای جذابتری تولید کنند. اما کونامی کار خودش را در این بازگشت با ساخت بازسازی از شمارهی دوم و محبوب Silent Hill آغاز کرد. بازی بسیار مورد توجه قرار گرفت و تحسین همگان را برانگیخت. موفقیت Silent Hill 2 Remake باعث شد که بازیهای بیشتری از این فرنچایز تولید شود و اکنون بسیاری منتظر بازی Silent Hill f هستند که مهرماه عرضه خواهد شد. اما کونامی بازسازیهای بیشتری را در دستور کار خود قرار داده است.

واقعاً نسل نهم کنسولهای بازی را میتوان نسل بازسازیها نامید. کونامی هم از دیگر شرکتهای کهنهکار صنعت بازیهای رایانهای چیزی کم و کثر ندارد. لیست بازیهای متعلق به این شرکت را ببینید تا دریابید کونامی دست بسیار پُری برای تولید دنباله یا Remaster یا Remake دارد. تولید Remake و Remaster (ریمستر بیشتر) هزینه کمتری نسبت به یک دنباله خواهند داشت (مخصوصاً تولیدات دوران HD). کونامی نشان داده است که در این بازگشت دوباره به عرصه Gaming، نمیخواهد ریسک بالایی کند و سرمایه کلانی از دست بدهد. اگر بازسازی بازی Metal Gear Solid Delta: Snake Eater موفق شود و فروش خوبی داشته باشد، حتما کونامی نگاهی به ساخت دنباله از بازی خواهد داشت. عنوان شدن نام Metal Gear Solid شمارهی سوم برای ساخت دنباله توسط کونامی مرا زیاد به وجد نیاورد. زیرا دیگر هیدئو کوجیما در کونامی فعالیت ندارد و امضای هیدئو کوجیما پای این اثر Remake نیست. البته کوجیما بیان داشته بود که زیاد طرفدار بازسازیها نیست و بازی Metal Gear Solid Delta: Snake Eater را انجام نخواهد داد. برای منی که طرفدار مجموعهی Metal Gear نیستم (همان شمارهی دوم برایم کافی بود) دلیل جدیای وجود داشت تا بازی را انجام ندهم و بیخیالش شوم.
بازی دقیقاً و موبهمو مطابق نسخهی کلاسیک خود ساخته شده است و میتوان آن را چیزی بین Remake و Remaster نامید. زیرا سازندگان هیچ تغییری در گیمپلی ایجاد نکردهاند و داستان بازی هم تغییری به خود ندیده است.
داستان
اتفاقات Snake Eater درست شروع کنندهی جریانات بازی Metal Gear است. شما در نقش سرباز برجسته به نام Naked Snake کار خود را شروع میکنید، قبل از اینکه او تبدیل به Big Boss شود. ماموریت نجات شما با موفقیت به اتمام نمیرسد و حال باید با استاد خود The Boss روبرو شده و Shagohod ربات Metal Gear را نیز از بین ببرید تا جلوی تبدیل جنگ سرد به جنگی تمام عیار را بگیرید.

کاراکتر Naked Snake به دلیل قابل درک بودنش، با اختلاف بهترین کاراکتر این مجموعه است. هم Solid Snake و هم Raiden طوری تربیت شده بودند که بهترین سرباز ممکن باشند ولی Naked Snake تنها یک آدم معمولی بود. اوایل بازی او وقتی متوجه میشود که میتواند از یک کندوی عسل بر علیه دشمنانش استفاده کند، لبخندی بزرگ بر روی صورتش مینشیند. وقتی شیفتهی اسلحهی باحالی که Eva به او میدهد، میشود، به کل یادش میرود که ماموریت چه بود و جلوی پیشروی Eva را میگیرد. این جزئیات کوچک در کاراکتر Naked Snake باعث میشود که سکانس پایانی بازی و آن لحظات احساسی به شدت کارساز شوند و مبارزهای ماندگار در این مجموعه را رقم بزنند.
دشمن اصلی شما در این بازی گروه کبرا هستند که شامل سربازان افسانهای میشود مانند فردی که از دهانش زنبور شلیک میکند و یا تک تیراندازی خبره که بیش از ۱۰۰ سالش است و اگر بازی را حین مبارزه با او ذخیره کنید و بعداً برگردید، او از پیری خواهد مُرد! سپس با سه شخصیت اصلی منفی روبرو خواهید شد، استاد Naked Snake یعنی Boss، آسلات در دورانی که عجیب و غریب بود و سرهنگ Volgin که به همان اندازه که سادیسمی است، انسانی تجملاتی و پر زرق و برق نیز هست.

برای منی که اصلاً با این مجموعه نتوانستم ارتباط بگیرم نکتهای که حین تجربهی بازی درک کردم این بود که هیچ کاراکتری در بازی بدون شخصیتپردازی نیست. دیالوگها، صداپیشگیها و حتی رفتار و کُنش آنها فکر شده است و شوخیهای بسیار جالبی با Naked Snake میکنند و پاسخهای او نیز بسیار جالب توجه است. کاراکترهایی در طول بازی وجود دارند که شاید فقط یک صحنه به آنها اختصاص داده شده است مانند دانشمند شوروی Aleksandr Granin که به لطف دیالوگنویسی کوجیما حضورشان بیادماندنی است.
گیمپلی
شمارهی سوم این سری بازی شما را به جنگلهای روسیه میبرد، برخلاف بازیهای قبلی که بیشتر به پایگاههای مختلف نفوذ میکردید، حال باید با شاخ و برگها و غارها و اردوگاههای عجیب و غریب سروکله بزنید که دست شما در مخفی کاری بسیار بازتر میکنند. با کمی جستجو در اینترنت متوجه شدم که گیمپلی و اِلمانهای مخفی کاری نزدیک ۱۰۰٪ همانهایی است که در نسخهی کلاسیک وجود داشت. اما سازندگان بازسازی کنترل بازی را بسیار نزدیکتر به شمارههای آخر مجموعه کردهاند تا حسی روانتر را برای گیمرهای مدرن ایجاد کنند. دوربین روی شانه و حالت راه رفتن Crouch در این بازی قرار گرفتهاند و کنترلها برای تیراندازی سومشخص نیز هماهنگ شدهاند. اما انتظار چیزی انقلابی را نداشته باشید، صرفاً همه چیز مدرن شده است تا Gamerهای جدید بتوانند احساس راحتی کنند.

دیگر مکانیزم ویژهی بازی Snake Eater ویژگی بقا بود که به شما اجازه میداد با محیط پیرامون خود به منظور استتار ترکیب شوید. همینطور میتوانستید مارها را شکار کنید و نوشجان کنید (بالاخره اسم بازی مار خور است) تا بتوانید استقامت خود را حفظ کنید و جراحات خود را ترمیم کنید. در نسخهی بازسازی دسترسی به این موارد کمی راحتتر از قبل است ولی تفاوت بالقوهای هم مشاهده نمیشود. نگه داشتن دکمهی جهتِ بالا در D-Pad به شما اجازه میدهد به منوی استتار دسترسی پیدا کرده و به سرعت خود را آنطور که میخواهید پوشش دهید تا دشمنان شما را پیدا نکنند. اگر یکبار همین دکمه را فشار دهید به منوی احیای سلامتی میروید. این موارد تحول بزرگی نیستند ولی انجام بازی را راحتتر کردهاند. از طرفی هربار که وارد منطقهی جدیدی میشوید یک Auto-Save دارید که انجام چالش Foxhound را راحتتر از نسخهی کلاسیک میکند.
اما در دید کلی Metal Gear Solid Delta هیچ چیز جدیدی به شما ارائه نمیکند، تمام طرحبندی مراحل، محل قرار گیری دشمنان و آیتمها دقیقاً مانند نسخهی کلاسیک روی PS2 است. بازی آنقدر به نسخهی اصلی وفادار مانده است که اگر از سربازی بازجویی کنید، آنها همچنان کدهایی را به شما می دهند که دیگر حتی قابل استفاده نیستند! نامهای تیتراژ آغازین و پایانی بازی متعلق به نسخهی PS2 است و نام هیدئو کوجیما در آنها برجستهتر از همه است و برای دیدن نام دستاندرکاران Virtous باید به منوی موارد اضافی بروید. حالت Legacy Mode به شما اجازه میدهد تمام بازی را در حالت کلاسیک تجربه کنید با دوربین ثابت و همان چینش دکمههای کلاسیک و غیره که بسیار جذاب و خوشآیند است. یک حالت Snake vs Monkey را داریم که میتواند شما را سرگرم کند.
انتظارِ تغییرات بزرگتر
به لطف موتور گرافیکی Unreal Engine 5 محیط بازی و مناطق مختلف روسیه بسیار چشمنواز و فوقالعاده هستند. مدلها بسیار خوب کار شدهاند و صورتها همان قدیمیها هستند ولی اکنون به لطف موتور آنریل مدرن شدهاند. صورت Boss اکنون احساسات بیشتری نشان میدهد و زخمهای صورت سرهنگ Volgin بیشتر نمایان هستند. اما در صداگذاری به نظرم نباید از صداهای قدیمی استفاده میکردند. البته زحمت کشیده و صداها را با حرکات لبها Sync کردهاند ولی بعضی دیالوگها یا مثلاً طعنهزدنها با حرکات صورت همخوانی ندارد. در این قسمت به نظرم سازندگان Virtous باید بر کونامی فشار میآوردند تا صداگذاریهای جدید صورت بگیرد. هر چند کونامی با بودجهای بسیار اندک برای ساخت این Remake به نظرم میتواند سود بسیار زیادی کسب کند.

بازسازی Silent Hill 2 علاوهبر اینکه به نسخهی اصلی وفادار بود، جسارت سازندگان در گنجاندن طرحها و حتی مدلهایی که در بازی اصلی به اصطلاح Cut شده بودند را نیز دارا بود که به بازی روحی مستقل بخشیده بود. آنها که نسخهی اصلی را تجربه کرده بودند میدانند که پیدا کردن سرنخها برای فهمیدن داستانهای بازگو نشده چقدر سخت بود. اما Bloober Team با گنجاندن طرحها و موارد Cut شده در بازسازی خود سعی کردند مخاطب را به بازی گرفته تا تئوریهای قدیمی دربارهی بازی را بسنجد. چنین رویکردی در بازی Metal Gear Solid Delta و نگاه جسورانه به بازسازی بازی در سازندگان Virtous وجود ندارد. البته به نظرم کار خوبی کردند که تغییر شگرفی در بازی ایجاد نکردند زیرا خیلی سخت و مشکل است که بتوان وارد ذهن هیدئو کوجیما شد و حدس زد که چیزی میتواند Metal Gear Solid Delta را تکمیل کند که کوجیما (به هر طریق ممکن) نتوانست در بازی اصلی بگنجاند. اینکه آیندهی فرنچایز Metal Gear Solid چه خواهد شد و آیا Virtous میتواند مسیر جدیدی در این فرنچایز بگشاید، کاملاً بستگی به کونامی دارد. بازسازی Metal Gear Solid Delta به مانند Snake Eater اصلی که سال ۲۰۰۴ بیرون آمد، میتواند طرفداران قدیمی را راضی و طرفداران جدیدی به مجموعه اضافه کند، زیرا تمام ویژگیهای یک بازی کوجیمایی را حفظ کرده و صرفاً ظواهر را بهبود داده است.
سخن آخر
امتیاز بازی Metal Gear Solid Delta: Snake Eater
بازی Metal Gear Solid Delta: Snake Eater، میتواند شما را به گذشتههای دور و سال ۲۰۰۴ ببرد و لذت آن دوران را برایتان تداعی کند. برای تازهواردان میتواند مانند دریچهای به ذهن عجیب و غریب هیدئو کوجیما باشد تا بیشتر درکش نکنند! اما در مفهومی کلیتر امیدوارم منجر به تولید بازیهای بیشتر در این مجموعه شود.











