بررسی فیلم Irishman /افسانه هایی رو به خاموشی…

فیلم  Irishman (مرد ایرلندی) به کارگردانی Martin Scorsese و با بازی Robert De Niro، Al Pacino، Joe Pesci از جمله فیلم های برجسته امسال است که از شبکه Netflix پخش شد. یک فیلم طولانی و پر دیالوگ است و نظرات در مورد آن متفاوت است. در این پست به بررسی فیلم Irishman پرداختیم. تا از زاویه های مختلفی به این فیلم نگاهی بیندازیم و آن را بررسی کنیم با سایت ساعت 7 همراه باشید.

اگر به دنبال فیلم های بیشتر سال 2019 هستید به ؛ لیست فیلم های سال 2019 مراجعه فرمایید.

بررسی اول فیلم Irishman: امین علیرضائی 

” من شنیده ام که شما خانه ها را نقاشی می کنید. “

در اینجا میتوان تفاوت یک فیلم متفاوت از لحاظ محتوا و تفکر را با یک فیلم معمولی و سرگرم کننده دریافت کرد. فیلمی که سه ساعت و نیم شما را درگیرِ داستانش می کند و دیالوگ ها و شخصیت های منحصر به فردی را برایتان خلق می کند. و در فراز و نشیب های زندگی هایشان شما را غرق می کند. برخی فیلم ها برای یکی دو ساعتِ سرگرم کننده ساخته می شوند و بعد مانند یک حبابِ زیبا ناپدید می شوند و از یاد می روند. و برخی دیگر ساعت ها فکرتان را درگیر می کنند‌. حتی دوست دارید در موردشان بحث کنید و سوالات و اتفاقاتی که در طول فیلم برایتان بوجود آمده است را با دیگران به اشتراک بگذارید. چرا که هدف کارگردان فقط به تصویر کشیدن چند صحنه ی هیجان انگیز و جذاب نیست. بلکه هدف درگیر کردن شما در زندگی شخصیت هایی است که حتی نمی توانید برخی از آنها را درک کنید. اینکه اینجا دقیقا چه اتفاقی افتاد و چرا باید می افتاد!؟ اینکه حتی نگاه های شخصیت ها به هم پر معنی و پر از بازی است. واقعا بدون اغراق باید اعتراف کرد ساخت چنین فیلم طولانی و در عین حال درگیر کننده ای فقط از کارگردان های بسیار بزرگ ساخته است.

فیلم Irishman در مورد شخصیتی به نام “فرانک شِیران” (دوستانش او را فرانک “آیریش من” خطاب می کنند) با بازی “رابرت دنیروی” ۷۶ ساله است. در حقیقت داستان فیلم از زبان خود او در طول فیلم روایت می شود. وقتی برای اولین بار او را می بینید بر روی صندلی چرخ داری نشسته است و موهایش مانند برف سفید است. او داستان زندگیش را برای شخصی بازگو می کند که در آخر فیلم متوجه می شوید چه کسی است. در طول روایتِ داستانی در بازه های زمانی مختلفی از زندگی او وارد می شوید که به کمک گریم های سنگین و کامپیوتری این اتفاق به زیبایی انجام شده است. داستان ها و اتفاقات گوناگونی در طول زندگی “فرانک” اتفاق می افتد که هدف فیلم بازگویی اتفاقات پیرامونِ زندگی اوست.

فیلم Irishman اثر اسکورسیزی

چشم های معصومی که انگار پشت پرده ی شخصیت های فیلم را هویدا می کنند.

روایت از دهان خود فرانک انجام می شود پس موقع تولد و چشم گشودن فرزندانش نیز ما در کنارش هستیم. این نکته بسیار مهمی است این “چشم ها” بسیار در طول فیلم مورد توجه قرار می گیرند. چشم های معصومی که انگار پشت پرده ی شخصیت های فیلم را هویدا می کنند.

در طول داستان فیلم شما با شخصیت های مختلفی رو به رو می شوید از “جیمی هافا” با بازی آلپاچینو که نقش یک رئیس اتحادیه ی کارگری (کامیون دار) (رئیس اتحادیه ی International Brotherhood of Teamsters ) را بازی می کند و یا ” راسل بوفالینو” با بازی جو پشی که نقش یکی از رئسای مافیا را ایفا می کند. و بسیاری از شخصیت ها که هر کدام داستان و سرنوشت های خاص خودشان را در طول فیلم دارند و فیلم به تمام این شخصیت ها به زیبایی در طول مسیر داستانِ فیلم می پردازد.فیلم در حقیقت یک فیلم ساخته شده از روی تاریخ آمریکاست و اتفاقات و شخصیت های واقعی دوره ی زمانی 1960 را به تصویر می کشد.

فیلم Irishman اثر اسکورسیزی با بازی رابرت دنیرو

فردی که کشتن دیگران برایش مانند خوردن یک لیوان آب است…

خود “فرانک” یک آدم کاملا خونسرد، کم حرف و تودار و سرسخت است که در واقع از درک او عاجز خواهید ماند. او کاملا بدون احساس است. فردی که کشتن دیگران برایش مانند خوردن یک لیوان آب است. حتی در اوج دل بستگی نیز کشتن انسان ها اثری از شک و تردید و ناراحتی در چهره ی او ایجاد نمی کند. اینکه او چطور به یک ماشین کشتار تبدیل شده است به شرکت کردن او در جنگ ربط داده شده است ولی بسیار کوتاه و جزئی به آن پرداخت شده است. فیلم دوران مختلف زندگی او را به تصویر می کشد. از یک راننده ی کامیون که خلاف ها و کلاهبرداری های کوچک می کند آغاز می شود و کم کم به طریقه ی متصل شدن او به باند مافیا و آشنا شدنش با” راسل بوفالینو” و جلوتر اتصال او به “جیمی هافا” و تبدیل شدنش به یکی از رئیس های زیر شاخه ی اتحادیه کارگری و تا به پیری شخصیت فرانک ادامه پیدا می کند. 

فیلم Irishman اثر اسکورسیزی با بازی رابرت دنیرو

در حقیقت این سفر جاده ای کل داستان و اتفاقات فیلم را به هم پیوند می زند.

در اول فیلم با یک سفرِ جاده ای همراه او و راسل بوفالینو و همسرانشان می شویم. در حقیقت این سفر جاده ای کل داستان و اتفاقات فیلم را به هم پیوند می زند. در طول سفر فرانک به یاد گذشته اش می افتد و فیلم به گذشته ی او فلش بک می خورد. این مسیر پر است از اتفاقات مختلف که لحظات شاد و خنده دار ، متحیر کننده و یا غم انگیزی را برایتان می سازد. اینجا در طول فیلم شما با تمام احساساتتان رو به رو خواهید شد. این قدرت اسکورسیزی و بازیگران بزرگی که در این فیلم به ایفای نقش پرداختند را به رخ می کشد. اسکورسیزی به زیبایی روایتِ داستانش را با اتفاقاتی در بازه های زمانی مختلف ادغام می کند. هر چند نمی توان گفت این روایت داستانی کاملا بدون نقص است و در طول مسیر ممکن است کمی گیج و حتی خسته شوید. اما فیلم شما را کاملا درگیرِ اتفاقات جریان فیلم می کند به طوری که تا آخر فیلم را خواهید دید که این برای یک فیلم سه ساعت و نیمه ی گانگستری کار بزرگی است.

در دوره های زمانی مختلف حتی شما درگیر اتفاقات تاریخی آمریکا در فیلم می شوید. از درگیری آمریکا در کوبا سرِ به ریاست رسیدن کاسترو تا به ریاست جمهوری رسیدن kennedy و حتی ترور او نیز در طول مسیر فیلم بازگو می شود. و تمام و کمال بازخوردهای مختلف شخصیت های فیلم به این اتفاقات ما را بیشتر با طرز فکر و نوع نگاه آنها آشنا می کند. اینکه چطور قدرت های پشت پرده در بروی کار آمدن سیاست مداران نقش دارند و جنگ هایی برای منفعت یک سری انسان ها بوجود می آید و بسیاری از انسان های بیگناهی که در این راه کشته می شوند‌.

فیلم Irishman اثر اسکورسیزی

واقعیتِ اینکه انسان در یک بازه ی زمانی و سن اسیر نیست و پیری و درماندگی به سراغش می آید…

فیلم Irishman در مورد مسیر زندگی یک گانگستر و قاتل خونسرد است. انسان های متفاوتی که باور های خاص خود را در طول مسیر زندگیشان دارند و هر عمل را برای ساخت زندگی مجاز می دانند. و این باور ها مانند یک عینک جلوی دیدشان نسبت به “واقعیت ها” را می گیرد. واقعیتِ اینکه انسان در یک بازه ی زمانی و سن اسیر نیست و پیری و درماندگی به سراغش می آید. واقعیتِ اینکه اعمال و رفتارهای انسان توسط دیگران و اعضای خانواده در حال رصد شدن است. واقعیتِ اینکه هر چقدر انسان خونسرد و سرسخت باشد بلاخره پشیمانی به سراغش می آید. اینکه او پیر می شود و چشم انتظار کوچکترین محبت ها و لبخندهاست. اما کسی که در راه گناه پا می گذارد فقط لحظه را می بیند و خود را یک نامیرا و خدا می پندارد. اینکه گرفتن جان انسان ها یک قدرت پوشالی و توهمی را در انسان ها بیدار می کند و احساسات آنها را می کُشد. و اینکه نا دیده گرفتن نگاههای یک شخص باعث می شود در زمانش شما نیز نادیده گرفته شوید و تا همیشه چشم انتظار بمانید…

اگر بخواهیم در مورد نکات منفی فیلم بگوییم. در مورد بسیاری از شخصیت های بی فایده ی داستان فیلم می توان صحبت کرد که اصلا به آنها پرداخت نشده است. این در مورد زنان درون فیلم بیشتر به چشم می آید. اینکه به آنها در طول مسیر داستان یک نخ سیگار بدهید تا همان گوشه،کنار بایستند! شخصیتی در درونشان به وجود نمی آورد! اینکه آنها واقعا چه نقشی در این داستان و روایتش دارند برایتان یک علامت سوال بی جواب خواهد ماند. حتی تفاوت رفتاری فاحشی نیز بینشان نمی بینید. انگار یک مشت برده ی رام که حالت ربات دارند زن های گانگسترها هستند! (تنها در صحنه ی اولیه فیلم که کری زن راسل سیگاری را بدون اجازه روشن می کند کمی این حالت از بین می رود ) این موضوع را علاوه بر زن های موجود در فیلم در برخی دیگر از شخصیت های موجود در فیلم نیز حس خواهید کرد بسیاری از آنها نقششان در حد چند ثانیه بیشتر نیست! که برای یک فیلم طولانی در سبک “بیوگرافی” که بر پایه ی زندگی شخصیت هایش باید پیش برود یک نقص محسوب می شود. از دیگر نکات منفی فیلم می توان به زد و خورد ها و صحنه های اکشن داخل فیلم اشاره کرد. که کاملا مصنوعی و به دور از واقعیت ساخته شده اند. دنیرو حتی در راه رفتنش هم کهولت سن دیده می شود. فقط کمی با دقت بیشتری به صحنه ی کتک زدن مغازه داری که دخترش را هل داده است نگاه کنید بیشتر متوجه این موضوع می شوید…

فیلم Irishman اثر اسکورسیزی با بازی رابرت دنیرو و آلپاچینو

واقعا باید با افتخار به دیدن فیلمی نشست که “رابرت دنیرو” ، ” آلپاچینو” و “جو پشی” در آن ایفای نقش می کنند. من به شخصه بیشتر با بازی آلپاچینو به وجه آمدم ، آلپاچینوی ۷۹ ساله هنوز هم می تواند شما را با بازیش تحت تاثیر قرار دهد و خود را تبدیل به هر شخصیتی بکند. او نقش یک مدیرِ مغرورِ کله شق و عاشق اتحادیه اش و در عین حال کسی که دارای وسواس به “زمان” است؛ به خوبی ایفا کرد. البته نمی توان از بازی تاثیر گذار رابرت دنیرو نیز گذشت او در سن ۷۶ سالگی هنوز هم می تواند نقش یک انسان سرسخت و بدون احساسات را بازی کند، کسی که از درون در حال نابودی است اما در ظاهر هیچ احساساتی ندارد، جوش و خروش درونی او در نیمه ی آخر فیلم بیشتر به چشم می آید. جو پشی اما دیگر نمی تواند آن نقش های گذشته اش را برایتان تکرار کند. به نظر من Goodfellas و Casino اوج کار او بودند.

در آخر باید گفت Irishman یک فیلم جنایی است که ممکن است برای همه ی علاقه مندان به سینما جذاب نباشد اما فیلم بدی هم نیست و خاطرات فیلم های بزرگی را برایتان زنده می کند. یک یادگار از بازیگران بزرگی همچون “رابرت دنیرو” ، ” آلپاچینو” و “جو پشی” که شاید آخرین فیلم خود در این سبک بازی کرده باشند. اگر از علاقه مندان به فیلم های گانگستری هستید حتما این فیلم را از دست ندهید.

امتیاز اول: 75(خوب)


بررسی دوم فیلم Irishman:  بهنام بهرامی 

فیلم مرد ایرلندی درباره ی Frank Sheeran، یک راننده کامیون است که بعد از آشنایی با Russell Bufalino خانواده مافیایی او، آرام آرام تبدیل به آدمکش شماره یک آنها و تبدیل به نزدیک ترین آدم سر دسته این هرم مافیایی می شود.

ملال آور و خسته کننده

مارتین اسکورسیزی را باید با مارتین اسکورسیزی مقایسه کرد، چرا مرد ایرلندی اینقدر نمرات بالا از وب سایت های مختلف گرفته و مورد تحسین منتقدها قرار گرفته است؟ بگذارید رُک بگویم فیلم یک درام رئالیستی مطلق از جریان های مافیایی دوران ریاست جمهوری نیکسون و رابرت کندی است. چگونه کندی ها با مافیا و اتحادیه ها و سندیکاهایی که برای گرفتن سهمی بیشتر محلات را به آتش می کشیدند و جنایات سازمان یافته انجام می دادند تا شاه شوند آن هم زیر چتر دموکراسی، حتی خود مافیایی ها هم به قدرت رأی مردم پی برده و پشت نقاب چهره یک سیاستمدار مردمی و برابری خواه غیره… دست به جنایاتی خوفناک می زنند تا یک دلار بیشتر در جیب خود بگذارند و سهم بیشتری از هر آنچه که دموکراسی می نامیدش بدست آوردند. اما شاید این سناریو برایتان جذاب و هیجان انگیز باشد ولی فیلم بسیار ریتمی کند و ملال آور دارد، فیلم برای پیرمردهایی است که با مارتین اسکورسیزی پیر شده اند. برای پیرمردهایی است که به مافیا و کتاب پدرخوانده اثر ماریو پوزو و صورت زخمی ها علاقه دارند و با این داستان ها پیر شده اند.

پس چرا فیلم امتیاز بالا گرفته است؟ بخاطر اینکه کسی به سینما نرود تا Joker تاد فیلیپس را ببیند. باور کنید، حتی بعضی منتقدها این فیلم را بهترین اثر مارتین اسکورسیزی خوانده اند. باورتان می شود!!؟ خیلی ها هستند دیدن رابرت دنیرو، آل پاچینو و جو پشی در یک فیلم جزوی از آرزوهایشان بود و کارگردانی چون اسکورسیزی که دیگر معرکه می شود. اما روند کند فیلم، فیلم نامه ای نه چندان جالب و دلچسب (به مانند رفقای خوب یا کازینو)، دوربینی تصویرگر که تمام اتفاقات را به تصویر می کشد که کم کم برایتان (حداقل برای من بعد از 1 ساعت که از فیلم گذشت) ملال آور می شود، به نظرم خیلی با استاندارد های خود اسکوسیزی فاصله دارد. آل پاچینو، رابرت دنیرو بازی معمولی دارند (جو پشی که فقط بار اسمش را یدک می کشد، تقریبا کاراکتری است که در دو ساعت اول فیلم همچون شَبهی به این سو و آن سو می رود) اما این فیلم بهترین بازی آنها نیست و اسکورسیزی هم بهترین بازی را از آنها نگرفته است، این فیلم هم بهترین فیلم اسکوسیزی نیست.

بازیگرانی تمام شده

رابرت دنیرو دیگر کسی است که افتخار می دهد، جلوی گلوله ی جوکر به ایستد تا خود همانی باشد که ماشه می چکاند. آل پاچینو که طرفدارنش او را روح می نامند اما این روح دیگر پیر شده است و بازیش نیز با خودش پیر شده و طراوت گذشته را ندارد. جو پشی هم که همانطور که گفتم فقط سایه ای از نامش در این فیلم است. فیلم برداری فیلم به مانند فیلم های مستند است، دوربینی ثابت تقریباً بدون تحرک، شاهد نماهای بسته و کلوزآپ های بسیاری در فیلم هستیم که بخاطر وجود شخصیت های بسیار در فیلم نامه هیچ یک از آنها را بیاد نخواهید سپرد. فیلم نامه ی خطی و بدون داشتن داستانی فرعی و یا حاشیه روی سعی کرده تمام جزئیات کتاب ” I Heard You Paint Houses ” مو به مو بروی پرده سینما بیاورد که محصول نهایی شده فیلم نامه ای که پر است شخصیت هایی که می آیند و می روند و شما می مانید انبوهی از کاراکترهای ریز و درشت که ممکن گیج شوید و بگویید من نفهمیدم کی به کیه!!!

فیلم مرد ایرلندی یک بیوگرافی بر اساس شخصیت ها و داستان هایی واقعی از زبان خود فرانک شیرن می باشد. فیلم نامه هیچ اِلمان تاثیرگذاری ندارد، صرفاً شخصیت هایی را نشان می دهد که چند صباحی از جلوی دوربین رد می شوند. بیاد آورید فیلم “تسخیرناپذیران” ساخته برایان دی پالما را که آن هم یک بیوگرافی بود براساس روایات دادگاهی شدن آل کاپون مخوف ترین گانگستر شیکاگو، بدون پرداختن به شخصیت های بسیار با ریتمی خوب، هیولایی به نام آل کاپون را به شما نشان می داد که به شدت درگیر کننده بود. یا “سرپیکو” اثر سیدنی لومت که آن هم بیوگرافی بود، مرد ایرلندی را وقتی با این دو فیلم قیاس می کنیم به یک فیلم متوسط می رسیم که هرگز از همین اندازه فراتر نمی رود.

کارگردانی اثر نیز از متوسط بالاتر نمی رود البته این امر برای مارتین اسکورسیزی ضعف محسوب نمی شود زیرا او چیزی برای اثبات کردن نیاز ندارد. البته تقصیری هم ندارد زیرا Steven Zaillian نویسنده فیلم اصلاً نتوانسته فیلم نامه یِ درخوری از کتاب ” I Heard You Paint Houses ” دربیاورد. چیزی دیگری که در رابطه با فیلم باید بگویم این است که شخصیت های فیلم و محیطی که فیلم در آن در جریان است برای ما ایرانی ها آنقدر ملموس نیست. زیرا این فیلم روایت گر بخشی از تاریخ معاصر امریکا می باشد که ما ایرانی ها اصلاً از آن اطلاعات بسیار بسیار کمی داریم. در واقع این فیلم برای یک امریکایی است نه مردم دیگر کشورها، من نیز سعی کردم در این نقد این موضوع را در نظر نگیرم و تنها خود فیلم نامه و فیلم و کارگردانی اثر را مورد کنکاش قرار دهم. البته فیلم می تواند در بخش گریم نامزد جایزه اسکار شود زیرا در این امر حداقل بسیار زحمت کشیده شده و تیم گریم فیلم واقعاً عالی عمل کرده اند، مخصوصاً گریم روی صورت دنیرو که در خور توجه است.

در آخر باید بگویم اگر از طرفداران اسکورسیزی هستید، که قطعاً هستید، احتمالاً فیلم شما را نااُمید کند، اگر از علاقه مندان به فیلم های جنایی و مافیایی هستید این فیلم حرف زیادی برای گفتن ندارد صرفاً تکراری بر مکررات (زیرا بهتر است آثار دیگری همچون کازینو و رفقای خوب را ببینید) چیز زیادی برای عرضه ندارد. اگر این دو مورد هم در نظر نگیرید، می ماند بازیگری که بسیار ناامید کننده بود. دنیرو بدرد ایستادن جلوی گلوله ی جوکر می خورد، آل پاچینو هم بهتر است دیگر درگوشه ای از فیلم ها همچون شبحی پرسه بزند و جو پشی هم دنبال لذت بردن از بازنشستگی برود!

امتیاز دوم: 50 (متوسط)


بررسی سوم فیلم Irishman:  وحید یعقوبی 

فیلم The Irishman(مرد ایرلندی)جدیدترین اثر مارتین اسکورسیزی را میتوان یک کلاس سه ساعته فیلمسازی و بازیگری در نظر گرفت.این فیلم از جهات بسیار زیادی یک اثر مهم و کلیدی می باشد. زیرا این فیلم درست زمانی به اکران رسیده که حرف‌های سازنده‌اش سروصدای زیادی در هالیوود بپا کرده است. اسکورسیزی در یکی از مصاحبه‌های اخیرش فیلمهای سینمای مارول را مورد انتقاد قرار داده بود و این فیلمها را به پارک‌های تفریحی تشبیه کرده بود.

همچنین او اینگونه فیلم‌ها را فاقد پیامی احساسی و مسائل روانشناختی دانسته و گفته”هرچه هست سینما نیست!”که این سخنان او واکنش‌های مثبت و منفی بسیاری را به همراه داشته است.حتی عده‌ای این سخنان اسکورسیزی را به نوعی فریب اذعان عمومی برای کشاندن مردم به سالن‌های سینما برای اکران فیلم جدیدش(مرد ایرلندی) دانسته‌اند. البته او در این فیلم از جلوه‌های ویژه کامپیوتری بسیار پیشرفته‌ای برای روند جوان سازی شخصیت‌ها به ویژه کاراکتر اصلی داستان “فرانک شیرن”(با بازی رابرت دنیرو) استفاده کرده است.این امر میتواند بیانگر این موضوع باشد که اسکورسیزی با جلوه‌های ویژه و افکت های تصویری مشکلی ندارد بلکه با شیوه داستان گویی مارول مخالف است. حال باید دید اسکورسیزی در فیلم “The Irishman” تا چه حد توانسته معنای سینمای واقعی را به مخاطب های آن نشان دهد.

فیلم Irishman اثر اسکورسیزی با بازی آلپاچینو

“I HEARD YOU PAINT HOUSES”

فیلم “مرد ایرلندی”(The Irishman) اقتباسی سینمایی از رمان “شنیده‌ام خانه‌ها را رنگ می‌کنی” به نویسندگی “چارلز برنت” می‌باشد. او این کتاب را بر اساس گفتگوهایش با “فرانک شیرن” واقعی در سالهای پایانی عمرش نوشته است. با توجه به اینکه فرانک تنها شاهد زنده‌ای بوده که میتوانستِ صحت ادعاهایش را ثابت کند مستندات ذکر شده در این کتاب نمیتواند خیلی موثق باشد. اما دنیرو و اسکورسیزی به دلیل علاقه زیادشان به ساخت این فیلم این موضوع را نادیده گرفتند. این فیلم شباهت های بسیاری به دیگر فیلم مشهور اسکورسیزی در این ژانر یعنی “Goodfellas” محصول سال ۱۹۹۰ دارد. اما در بهترین حالت اگر نخواهیم این فیلم را یک عقب‌گرد برای سازنده‌اش به حساب بیاوریم باز هم نمیتوان از یکنواختی داستان آن چشم‌پوشی کرد. در این فیلم بُعد تاریخی حوادث بخوبی پوشش داده نشده است و سکانس‌های جنایی فیلم بسیار کوتاه و فاقد جذابیت می‌باشد.

فیلم مملو از صحبت‌های طولانی میان شخصیت های اصلی داستان می‌باشد که اکثر این مکالمات تکراری و در برخی موارد غیر ضروری می‌باشند. به نظر میرسد اسکورسیزی سعی داشته تا بیشتر به وقایع مهم زندگی “فرانک شیرن”بپردازد اما بیشتر بُعد گانگستری زندگی او را به تصویر کشیده است. زندگی شخصی وخانوادگی او کاملاً تحت الشعاع ماجراهای گنگستری قرار گرفته‌اند. همین موضوع باعث میشود فیلم از یک جایی به بعد یکنواخت و خسته‌کننده شود. البته اسکورسیزی هنوز هم چیزهای زیادی برای غافلگیر کردن شما دارد.

فیلم Irishman اثر اسکورسیزی

برای مثال انتخاب به جای “راوی” برای فیلم است.شاید این یادآوری و اشاره زیرکانه اسکورسیزی به داستان پردازی در سینما است. چیزی که به نظر میرسد در سینمای این روزهای هالیوود فراموش شده است. استفاده از راوی در فیلم ما را به یاد حکایت‌ها و داستان‌های زیبایی می‌اندازد که زمزمه آنها دلیل اصلی بوجود آمدن سینما بوده است. سینمایی که برای به تصویر کشیدن این داستانهای جذاب خلق شده است. موسیقی متن فیلم نیز بخوبی کار شده است و با صحنه‌ها و موقعیت‌های مختلف فیلم همخوانی بجایی دارد.

امّا”مرد ایرلندی” را باید دید نه برای اینکه فیلم خوبی است و نه برای اینکه اسکورسیزی آن را ساخته بلکه تنها بخاطر هنرنمایی اسطوره‌های دنیای سینما باید دید.کسانی که با هر نقشی که ایفا کردند خاطره‌ای ماندگار در ذهن سینما دوستان حک کردند.

فیلم Irishman اثر اسکورسیزی با بازی جو پشی

رابرت دنیرو،ال پاچینو و جو پشی هرکدام به تنهایی وزنه‌ای استوار برای یک فیلم می‌باشند.حال هر سه را در یک قاب تصور کنید این خودش به تنهایی میزان جذابیت فیلم را بالا می برد. اگرچه نقدهایی که تاکنون درباره این فیلم منتشر شده اکثراً مثبت بوده است اما باید به عنوان یک طرفدار سینما این موضوع را در نظر بگیریم که آیا برای دومین بار پای دیدن این فیلم ۲۰۹ دقیقه ای می نشینیم! هیچکس نمیتواند این موضوع که داستان مهمترین عنصر در سینما می‌باشد را انکار کند. اما یک سینماگر باید همگام با خواسته‌ها و علایق مردم پیش برود و گرنه کارش و هنرش را بی ارزش خواهد کرد.

در آخر باید گفت ، شاید اگر اسکورسیزی و دیگر کارگردانان بزرگ سینما بجای صرفاً انتقاد و لگدمال کردن فیلم‌های ابرقهرمانی مارول و دی‌سی بدنبال این موضوع بودند که چه چیزی در اینگونه فیلمها برای مردم جذاب است.آنها نیز میتوانستند دوباره نبض سینما را در دست بگیرند و برای عموم مردم فیلم بسازند.در پایان باید این موضوع را اضافه کرد اگرچه فیلم “مرد ایرلندی”(The Irishman) اسامی بزرگی را با خود یدک‌کش می‌کند اما مشخصاً برای طرفداران فیلمهای گانگستری ساخته شده است.پس اگر از علاقه مندان به فیلم‌های گانگستری هستید مسلماً از دیدن این فیلم لذت خواهید برد.

امتیاز سوم: 65 (متوسط)


نیم نگاه: مسعود چراغی

فیلم مرد ایرلندی آخرین اثر اسکورسیزی برخلاف انتظارات نتوانسته اثری جالب توجه و ماندگار شود شاید تنها نکته ی مثبت فیلم رو بتوان کلکسیون اساطیر سینما در قالب یک فیلم نام برد. تماشای دنیرو آلپاچینو و پشی به تنهایی لذت بخش است و اولین موردی که پس از تماشای مرد ایرلندی با خود خواهید گفت این است که برخی انسان ها نباید پیر شوند و چقدر بدون آن ها سینما غیر قابل تصور خواهد بود !!! مرد ایرلندی فیلمی برای نسل فعلی نیست و واقعا ریتم و داستان فیلم جذابیتی برای نسل جوان ندارد.

امتیاز چهارم: 65 (متوسط)


نمره و نتیجه ی نهایی:

فیلم Irishman 

Netflix-Irishman

نمره سایت ساعت 7

(متوسط)

(متوسط)

افسانه هایی رو به خاموشی…

این درست است که فیلم Irishman  یک فیلم متوسط و گاها خسته کننده است. اما “افسانه هایی” در دل خود دارد که با  وجود آنها سینمای امروز معنا گرفته است. افسانه هایی که رو به خاموشی هستند اما یاد و خاطراتشان با فیلم ها و نقش هایی که به جا گذاشته اند، تا به ابد در خاطرمان می ماند. برای پاسداش از تمام خاطراتی که برایمان خلق کردند میتوانیم این آخرین دورهمی را از آنها قبول کنیم و از دیدنش لذت ببریم…

مشترک شدن در این بحث
اطلاع از
guest
5 دیدگاه
جدیدترین
قدیمی ترین بیشترین رای
Inline Feedbacks
View all comments
trackback
بهترین فیلم های اسکار 2020 /بهترین فیلم های نامزد اسکار - مجله ی اینترنتی ساعت 7
۱۹ بهمن ۱۳۹۸ ۷:۵۱ ب.ظ

[…] بررسی فیلم Irishman /افسانه هایی رو به خاموشی… […]

trackback
برنده های جوایز 2020 SAG به روایت تصویر - مجله ی اینترنتی ساعت 7
۳۰ دی ۱۳۹۸ ۶:۳۷ ب.ظ

[…] مطالب مرتبط:بررسی فیلم روزی روزگاری در هالیوود /بررسی فیلم Irishman /افسانه هایی رو به خاموشی… […]

trackback
بهترین های اسکار ۲۰۲۰ /معرفی نامزدها و پیش بینی برندگان - مجله ی اینترنتی ساعت 7
۲۴ دی ۱۳۹۸ ۱۱:۱۴ ق.ظ

[…]  مطالب مرتبط: بررسی فیلم روزی روزگاری در هالیوود / بررسی فیلم Irishman /افسانه هایی رو به خاموشی… […]

مصطفی
مصطفی
۱۳ آذر ۱۳۹۸ ۳:۰۵ ق.ظ

سلام
ممنون از مطلب کاملتون
فیلم رو دیدم به نظرم کمی بیش از حد طولانی بود بهش اشاره هم کردید ولی واقعا پرجزئیات بود باید با حوصله ی بیشتری این فیلم رو نگاه کرد.
باز ممنون که وقت گذاشتید و به صورت گروهی نظرتونو گفتید.

امین علیرضائی
امین علیرضائی
مدیر
Reply to  مصطفی
۱۳ آذر ۱۳۹۸ ۸:۵۲ ق.ظ

خواهش می کنم دقیقا موافقم.

اسکرول به بالا