معنی Break up (افعال دوبخشی)

در این ویدیو قصد داریم با معنی Break up (افعال دوبخشی) آشنا شویم. از لحاظ تحت اللفظی به معنای “شکستن بالا” است، درحالیکه در معنای کاربردی و محاوره ای به معنای “جدا شدن، شروع به خندیدن، قطع و وصل شدن تلفن، پراکنده شدن، از هم پاشیدن، بالاخره چیزی به اتمام رسیدن” می‌باشد.

Break up (8)

she has just broken up with her boyfriend.

او به تازگی از دوست پسرش جدا شده است.

The kids just broke up as soon as the clown started talking.

بچه ها زدن زیر خنده زمانی که دلقک شروع به صحبت کردن کرد.

he was on the subway when he called and started to break up.

او داخل مترو بود زمانی که زنگ زد و تلفنش شروع کرد به قطع و وصل شدن.

 

The grey clouds had begun to break up.

ابرهای خاکستری شروع به پراکنده شده کرده بودند.

After about an hour, the meeting broke up.

بعد از حدودا یک ساعت، بالاخره جلسه تمام شد.

…برای خواندن مطالب و مثال‌های مشابه به بخش  مراجعه کنید…

منابع:

آخرین مطالب بخش آموزشی

آخرین مطالب بخش سرگرمی

دیدگاهتان را بنویسید