بررسی فصل ششم سریال better call saul / تا قسمت هفتم

AMC اعلام کرد که داستانِ حماسیِ ساول گودمن، یا اگر ترجیح می‌دهید جیمی مک گیل، با انتشار فصل ششم به پایان خواهد رسید. این فصلِ سیزده قسمتی در دو بخش منتشر خواهد شد و هفت قسمت اول سریال از 18 آوریل 2022 (۲۹ فروردین ۱۴۰۱) منتشر می‌شود و با شش قسمت پایانی سریال که از 11 جولای 2022 (۲۰ تیر ۱۴۰۱) آغاز می‌شود به اوج رسیده و به پایان می‌رسد. در این مطلب قصد داریم در مورد این سریال خاطره انگیز بیشتر صحبت کنیم، با بررسی فصل ششم سریال Better Call Saul همراه شما هستیم…دقت کنید این مطلب حاوی اسپویل است!

مطالب مرتبط:

معرفی شخصیت ها و بازیگران سریال Better Call Saul

داستان کامل سریال Better Call Saul

 مورد انتظارترین سریال های سال 2022

سریال Better Call Saul اسپین-آفی از سری بریکینگ بد می‌باشد که از سال 2015 تاکنون در ۵ فصل و ۵۰ قسمت از شبکه AMC منتشر شده است. از جمله مطرح‌ترین بازیگران این سریال می توان به Bob Odenkirk در نقش جیمی مک گیل، Jonathan Banks در نقش مایک آرمانتراوت، Rhea Seehorn در نقش کیم وکسلر و … اشاره کرد. از زمان نمایش، Better Call Saul بیش از 100 نامزدی از جمله بهترین درام و بازیگر نقش اول مرد در جوایز Emmy به دست آورد که این سریال را از این نظر جزو موفق‌ترین سریال‌های تاریخ تبدیل کرده است.

خلاصه داستان Better Call Saul

داستان سریال Better Call Saul در مورد ساول گودمن است. در سریال Breaking bad دیدیم که ساول یک وکیلِ کلاش بود که برای رسیدن به منافع و پول، حتی به خلافکاران کمک می‌کرد و از طریق این راه امرار معاش می‌نمود و دیدیم که او چطور به “والتر وایت” و “‌جسی پینک من”  در مسیرشان به سمت تبدیل شدن به هیولاهای تولیده کننده شیشه کمک کرد. اما اتفاقات آخر سریال او را در مسیر تازه‌ای قرار داد و حالا او باید گذشته خود را فراموش کرده و تبدیل به آدم جدیدی شود. او با نامی جعلی و هویتی تازه مشغول به کار در یک مغازه فست فود فروشیِ کوچک شده است… و ما با فلش بک‌هایی به گذشته او می‌رویم و مسیرِ تبدیل شدنش از جیمز مک گیل (که به جیمی معروف است)؛ یک فرد کلاه بردارِ ساده ولی خوش قلب به ساول گودمن؛ یک وکیل خبره، حیله گر و کلاه بردار که وکالت خلافکارها را بر عهده می گیرد، را کشف می‌کنیم و به شکل عمیق‌تری با او و اتفاقات دنیای بریکینگ بد آشنا می‌شویم.

(متن کامل: داستان کامل سریال Better Call Saul) (پیشنهاد می‌شود قبل از خواندن متن پیش رو حتما این داستان را مطالعه کنید تا با جزئیات اتفاقات فصل‌های قبلی آشنا شوید.)

بررسی سریال Better Call Saul فصل پنجم

کمی در مورد فصل جدید Better Call Saul

پیتر گولد (Peter Gould) یکی از سازندگان و تهیه کنندگان برنامه در مورد فصل نهایی گفته است: «از نظر من، این جاه طلبانه ترین، غافلگیرکننده‌ترین و البته دلخراش‌ترین فصل ماست. حتی در شرایط فوق‌العاده چالش‌برانگیز، کل تیم ساول – نویسندگان، بازیگران، تهیه‌کنندگان، کارگردانان و دیگر عوامل – از خود پیشی گرفته‌اند. من نمی‌توانم بیشتر از این هیجان‌زده باشم که آنچه را که با هم به دست آورده‌ایم به بینندگان به اشتراک بگذارم.»

جف فراست، رئیس استودیوی تلویزیونی سونی پیکچرز، در بخشی از صحبت‌هایش راجب این فصل گفته است: «در حالی که از خداحافظی با این شخصیت پیچیده و جذاب بسیار ناراحت هستیم، با این حال نمی‌توانیم بیش از این صبر کنیم تا داستان کامل ساول را با مخاطبان خود در میان بگذاریم. Better Call Saul و Breaking Bad در کروموزم تلویزیون سونی پیکچرز بافته شده‌اند و ما از آنچه پیتر و وینس خلق کرده‌اند در هیبت کامل هستیم. آنها واقعاً تلویزیون را متحول کرده‌اند و این فصل از ساول، که با بازی‌های بی‌نظیر باب، رئا، جاناتان، جیانکارلو و بقیه بازیگران درخشان عمیق و قدرتمند شده است، این میراث را حتی به قله‌های موفقیت والاتری می‌رساند. ما بسیار مفتخر و سپاسگزاریم که در این سفر با کل تیم‌های Breaking Bad و Better Call Saul و همچنین شرکایمان در AMC در زنده کردن این دنیای فریبنده همراه بوده‌ایم.»

بررسی سریال Better Call Saul فصل پنجم

خلاصه بررسی فصل پنجم سریال Better Call Saul

“سریالِ بهتره با ساول تماس بگیرید” یک سریالِ پر هیاهو و هیجان انگیز نیست و بیشتر به داستان و ارتباط شخصیت‌هایش وابسته است. ولی به قدری ارتباط‌ها، داستان‌ها، شخصیت‌ها و رویدادهایی که برای آنها در طول داستان روی می‌دهد جذاب است که شما غرق دنیای سریال شده و خود را با اتفاقات سریال همراه می‌بینید. سریال Better Call Saul درس‌هایی عمیق، در پی داستان‌های تو در توست که شما را هر لحظه به چالش می‌کشاند. فرقی نمی‌کند شخصیت اصلی سریال باشد یا یک شخصیت که فقط در چند سکانس در طول سریال ظاهر می‌شود همه دارای خلق و خوی خاص و شخصیت پردازی منحصر به فرد هستند.

سریال Better Call Saul یکی از قدرتمندترین شخصیت پردازی‌های تلوزیون را پیشکش بینندگانش کرده است و در کنار این، ترکیبی از ژانرها با طعم‌های گوناگون را شامل می‌شود. سریال با اهمیت دادن به جزئیات و معنا دار کردن همه چیز به خود عمق و معنی خاص داده و این از نکات برجسته دیگر سریال محسوب می‌شود. همینطور سریال به گونه‌ای قدرتمند به پایان می‌رسد که انتظار برای فصل بعدیش را برایمان بسیار سخت کرده است. حال تمام این موارد کنار هم بگذارید، مطمئنا خواهید فهمید که چرا نباید سریال Better Call Saul را از دست بدهید چرا که با یک سریال فوق العاده طرف هستیم که در لیست هر سریال باز و فیلم بازی برای دیدن می‌تواند جای بگیرد و باید با دقت بیشتری آن را دید تا هر چه بیشتر از جزئیات آن لذت برد. سریال هر فصل قوی‌تر و قوی‌تر شده است و در این فصل در حقیقت در قله و اوج خود قرار دارد. سریال Better Call Saul بیش از هر سریالی رنگ و بوی سریال بریگینگ بد را دارد و برای طرفداران بریکینگ بد، یک باید محسوب می‌شود. اگر به دنبال دیدن یک سریال با شخصیت پردازی  قوی، داستانی جذاب، پرشور و زنده هستید این سریال فوق العاده را به شما پیشنهاد می کنیم، به هیچ عنوان آن را از دست ندهید.

(بررسی کامل: بررسی سریال Better Call Saul فصل پنجم / معجونی بریکینگ بدی)

بررسی فصل ششم سریال Better Call Saul

در ادامه قصد داریم قسمت به قسمت فصل ششم را زیر ذره‌بین خود قرار دهیم و بیشتر در مورد این سریال دوست داشتنی برایتان صحبت کنیم. دقت کنید بررسی‌ پیش رو شامل اسپویل داستانی می‌باشد. بعد از دیدن هر قسمت متن را بخوانید. برای اینکه نظر کلی ما را در مورد سریال بدانید می‌توانید بررسی فصل پنجم را مطالعه کنید.

بررسی فصل ششم سریال Better Call Saul /(ناچو وارگا) قسمت اول تا قسمت سوم

بررسی فصل ششم سریال Better Call Saul قسمت اول تا سوم

لالو سالامانکا زخم خورده است ولی به همان اندازه باهوش نیز است که بداند نباید به طور علنی با گاس فرینگ دست به یقه شود. او در ابتدا به دنبال راهی برای گول زدن و منحرف کردن گاس است پس می‌بینیم به خانه‌ای می‌رود تا از بدل خود استفاده کند تا دار و دسته فرینگ تصور کنند که او کشته شده است. این صحنه‌ها خشونت ذاتی او را بیشتر نشان می‌دهد، هیچ اثری از پشیمانی و انسانیت در قیافه او در هنگام جنایت‌های هولناکش دیده نمی‌شود. از دید او انسان‌ها به مانند گوسفند‌انی هستند که باید به خوبی به آنها رسیدگی کرد تا چاق و چله شوند تا در موقعیت مناسب به عنوان وسیله از آنها استفاده شود! سریال به شکل زیبایی در حال خلق یک شخصیت منفیِ خاطره انگیز برای مخاطب است! برای ساخت این شخصیت عجله‌ای دیده نمی‌شود و برای منفور کردن او در چشمان بیننده به شکل بسیار دقیق و موشکافانه‌ای عمل می‌شود. لالو با آتش زدن یک بدل شبیه به خودش مرگش را جعل می‌کند تا گاس را گول بزند و بتواند بدون دردسر برای انتقام نقشه بکشد. او ابتدا بعد از مشورت با عمویش هکتور به دنبال پیدا کردن مدرکی برعلیه گاس فرینگ است. لئونل و مارکو سالامانکا برادران دو قلو را در صحنه‌ای می‌بینیم که بدون اینکه ترسی از پلیس داشته باشند در حال بررسی به ظاهر جنازه سوخته لالو هستند. صحنه‌هایی که قدرت و نفوذ کارتل در تمام بخش‌های مکزیک را به نمایش می‌گذارد. در صحنه‌ای می‌بینیم که آنها تصویر Santa Muerte (نماد فرقه‌ای مذهبی در مکزیک) را روی سینه مرد سوخته شده می‌گذارند بدین معنی که انتقام او را خواهند گرفت!

بررسی فصل ششم سریال Better Call Saul

گاس فرینگ بیشتر از هرکس دیگری هکتور را می‌شناسد. احتیاج نیست او حتما زبان باز کند و حرف بزند! لبخندش و نوع نگاهش برای او معنی دارد. گاس وقتی به پیش هکتور می‌آید و او را نه تنها ناراحت نمی‌بیند بلکه نگاه و خنده موذیانه او را می‌بیند متوجه می‌شود که لالو سالامانکا زنده است و آن مرد سوخته شخص دیگری است! (شایدم هکتور از قصد اینکارو کرد تا به زندگی گاس استرس وارد کنه) در Better Call Saul شخصیت‌ها فراتر از یک سریال معمولی رفتار می‌کنند، آنها هرکدام هوش خاص خودشان را دارند. هرکدام بک گراند شخصیتی خاص خودشان را دارند و هرکدام شناخت خاص خودشان را نسبت به یکدیگر دارند. همین موضوع است که این سریال را تا این حد متمایز کرده است.

مایک آرمانتراوت با اینکه یک حرفه‌ای تمام عیار است اما معیارهای خاص خودش را دارد. اینکه کسی برخلاف این قواعد پیش برود حتی اگر آن فرد گاس فرینگ باشد جلویش می‌ایستد. از نظر او دخالت دادن پدر ناچو کار درستی نیست اما گاس فرینگ نشان داده که هیچ چیزی برایش جز کارش اهمیتی ندارد. او دقیقا مانند لالو است، سرد و بدون هیچ انسانیتی در وجودش و فقط به گسترش کارش فکر می‌کند. مایک جلویش می‌ایستد و نمی‌گذارد پدر ناچو وارد درگیری کارتلی آنها شود. برای گاس سخت است کسی جلویش بایستد اما او به مایک (با وجود لالو) بیشتر از هر موقعی احتیاج دارد. پس گاس می‌پذیرد که به حرف مایک گوش کند و ناچو زنده به آمریکا آورده شود…

بررسی فصل ششم سریال Better Call Saul

بعد از خیانت ناچو به لالو و فرار از عمارت، او در دردسر بزرگی گرفتار شده است. بخشی از داستان این فصل در مورد ناچو وارگا و دردسرهایی است که برایش در جریان فرار از مکزیک پیش می‌آید. ناچو شخصیتی است که برای پدرش هرکاری انجام می‌دهد. این را به طور قطع می‌توان در مورد این کاراکتر عنوان کرد. چیزی مهم‌تر از پدرش در زندگی او وجود ندارد. با اینکه خلافکار است و دستش به خون انسان‌های دیگر آلوده است اما در وجود او معرفتی وجود دارد که قابل تحسین است. اینکه او اولویتش خانواده است و برای آن دست به هرکاری می‌زند. فرار او از عمارت و بعد گیر افتادن در مکزیک و تعقیب توسط افراد سالامانکا از بخش‌های جذاب قسمت‌های ابتدایی سریال است. Better Call Saul می‌داند چطور کاراکترهایش را به دردسر بیندازد و آنها را مورد آزمون‌های سخت قرار دهد تا عیار آنها را بسنجد.

ناچو در این فصل عیار خود را نشان می‌دهد. او یک جنگجوی توقف ناپذیر است. کسی که برای بقا دست به هرکاری می‌زند. حتی وقتی برادران دو قلوی سالامانکا هم به تعقیب او می‌پردازند نمی‌توانند او را متوقف کنند. صحنه‌های دلهره آور و جذابی که بیشتر بیننده را درگیر شخصیت ناچو می‌کند. با شروع قسمت سوم یک گل آبی در وسط بیابان نمایش داده می‌شود. به ناگاه نم نم باران آغاز شده و تکه شیشه‌ای روی زمین را خیس می‌کند. این دقیقا چه معنی می‌تواند داشته باشد؟!؟ این صحنه‌های آغازین که در ابتدا بی‌معنی هستند و با اتمام قسمت معنی ویژه‌ای به خود می‌گیرند از بهترین بخش‌های سریالی چون Better Call Saul یا بریکینگ بد محسوب می‌شوند و نشان از برنامه‌ریزی دقیق سریال دارند.

بررسی فصل ششم سریال Better Call Saul

قسمت سوم در مورد ناچو وارگا است. گل آبی رویده شده نیز ناچو است! تکه شیشه‌ای که روی زمین می‌بینید نیز بخشی از وجود اوست! Better Call Saul بدون شک یکی از بهترین شاهکارهای تلوزیونی چند سال اخیر است. این سریال می‌داند چطور مرگ شخصیتی که اصلا در ابتدا فکر نمی‌کردیم برایمان اهمیتی داشته باشد را به یکی از تلخ‌ترین لحظات سریال مبدل کند! نشان دادن مرگ یک شخصیت یک چیز است! ماندگار کردن و تا ابد هک کردن لحظات مرگ آن شخصیت در قلب‌مان یک چیز دیگر است! ناچو وارگا برای پدرش دست به هرکاری زد، حتی وقتی اسلحه را روی پیشانیش گذاشت و بدون لحظه‌ای ترس ماشه‌ را چکاند نیز برای پدرش اینکار را کرد. همان جایی که خون او ریخته شد گل آبی بعدها رویید… حتی بارش باران هم نمی‌تواند خون ریخته شده او روی خاک صحرا را پاک کند…

بررسی فصل ششم سریال Better Call Saul / (جیمی و کیم) قسمت اول تا قسمت چهارم

بررسی فصل ششم سریال Better Call Saul

شگفتی سریالی مانند Better Call Saul به جزئیات هوشمندانه به کار رفته در تصاویر هر سکانس است. اولین صحنه‌ای که در فصل جدید می‌بینیم رقص کراوات‌های جیمی در یک جعبه است. خانه‌ای که جیمی و کیم قصد اجاره کردنش را داشتید را اینبار در حال تخلیه می‌بینیم. فلش فورواردی که به ما گوشزد می‌کند اتفاقات خوشی در انتظار آنها نیست و دردسرهای بزرگی انتظارشان را می‌کشد! این همان بلایی بود که بریکینگ بد سرمان می‌آورد! با وجود اینکه می‌دانستیم قرار است اتفاق بدی سر شخصیت‌های مورد علاقه‌مان بیاید، با این حال دوست داشتیم تا انتهای ماجرا را تجربه کنیم! چون تجربه کردنش برایمان منحصر به فرد و به یادماندنی بود! Better Call Saul در همان سطح کیفی قرار دارد، یعنی می‌داند با ارائه هر پلان و سکانس قرار است چه بلایی سر بیننده بیاورد و چطور او را میخکوب پای سریال تا انتها نگهدارد. سازنده می‌داند چطور تعلیق را با همان صحنه ابتدایی در کل سریال جاری کند و همه چیز را غیرقابل پیش بینی و هیجان انگیز ادامه دهد.

با دقت بیشتری باید Better Call Saul دید، سازنده با نشان دادن همین صحنه‌های ابتدایی در حال شخصیت‌پردازی کاراکترهایش است! در حال گوشزد کردن جزئیاتی است که دوست دارد از همان ابتدا بدانید! اینکه جیمی با کیم وارد این خانه خواهند شد و زندگی تجملاتی را آغاز می‌کنند. اینکه جیمی به آرزویش برای داشتن یک کمد پر از لباس و کفش مجلل می‌رسد! یک زندگی شیک و تجملاتی با لباس‌ها و وسایل گران قیمت اما از آنجایی که از زمان بریکینگ بد عاقبت جیمی را می‌دانیم و از همین سکانس تخلیه خانه نیز مشخص است! عاقبت گرفتن این خانه حداقل تا آنجایی که مشخص است چندان خوش تمام نمی‌شود! به جلیقه ضدگلوله‌ای که جیمی در انبار مخفی کرده دقت کنید! هیچ وسیله‌ی بیهوده‌ای در حال نمایش نیست! به نظر می‌رسد جیمی احساس خطر کرده که این جلیقه را آنجا گذاشته است! و بعد در دستشویی تعداد زیاد قرص‌ها که اسم ساول گودمن رویشان نصب شده است! نشان دهنده این است که زندگی چندان آرامش بخشی را تجربه نکرده است! اگر بخواهیم سکانس‌ به سکانس صحنه اول سریال را موشکافی کنیم جزئیات زیادی از آنچه در آینده اتفاق خواهد افتاد پی می‌بریم. با همین صحنه ابتدایی، مشخص است که با چه سریالی و در چه سطحی رو به رو هستیم! با اینکه سخت است بگذارید بی‌خیال صحنه اول شویم و ادامه داستان را بررسی کنیم! فقط یک نکته دردناک‌تر از بقیه است، درب مشروبی که کیم همیشه همراهش بود روی زمین افتاده است! یعنی بین این دو چه اتفاقی پیش خواهد آمد؟

بررسی فصل ششم سریال Better Call Saul

بعد از اتفاقات فصل پنجم (که در اینجا می‌توانید آنها را مطالعه کنید) یک آرامش نسبی در زندگی جیمی به جریان می‌افتد. آرامشی که نوید بخش یک طوفان غیرمنتظره است. زندگی مشترک جیمی و کیم در مرحله‌‌ی جدیدی به سر می‌برد، هر دو به دنبال پرونده‌های جدید می‌روند. با باز شدن کیف پول اما انگار زخم کهنه آنها نیز باز شده است! خطری که از بیخ گوششان گذشت. کیم مطمئنا با دیدن تیر روی لیوان به این فکر می‌کند که چقدر خوش شانس بودند که جیمی و او اکنون زنده هستند! نگهداشتن چنین وسیله‌ای که همیشه یادآور همان خاطرات تلخ است برای کیم دردناک است به خاطر همین بهتر می‌بیند که آن را به سطل زباله پرت کند… در این فصل کیم نیز به جیمی در کشیدن نقشه‌های شوم علیه هاوارد هملین ملحق می‌شود و آن دو برای تخریب وجهه هاوارد دست به عمل می‌شوند. به نظر من هاوارد حقش است! آن زمان که چالز مک گیل در حال ضربه زدن به جیمی بود جلویش را نگرفت و از ورود جیمی به HHM جلوگیری کرد! از آنطرف او به کیم نیز ظلم کرد و با تمام توانایی که کیم از خود نشان داده بود او را به پست‌ترین بخش‌های HHM فرستاده بود! هاوارد چوب غرور بی‌جایش را می‌خورد…

نقشه‌های جیمی و کیم برای خراب کردن هاوارد نزد کلیف مین (و در کل وجهه کاری‌اش) از بخش‌های جذاب فصل پنجم محسوب می‌شود. آنها از هرکاری برای به دردسر انداختن هاوارد استفاده می‌کنند. این بخش‌ها هم شامل صحنه‌های طنز است و هم استرس بیننده را محک می‌زند و در عین سادگی از بخش‌های بامزه، جذاب و هوشمندانه سریال محسوب می‌شود. همینطور در این بخش‌ها با شخصیت‌های دوست داشتنی که در فصل‌های قبلی با آنها آشنایی داریم دوباره رو به رو می‌شویم. در برخی از این نقشه‌ها می‌بینیم که کیم تا چه حد بی‌رحم، قاطع و باهوش است طوری که حتی رفتار او باعث تعجب جیمی نیز می‌شود. واقعا این دو تا چه حد یکدیگر را به طور جدی و درونی می‌شناسند؟! حتی بیننده‌ای که پنج فصل با آنها زندگی کرده از برخی رفتار ناگهانی آنها شکه می‌شود.

بررسی فصل ششم سریال Better Call Saul

در این فصل پله‌پله تبدیل شدن جیمی به وکیل خلافکاران نشان داده می‌شود. او دوستانی را از دست می‌دهد اما دوستان خلافکار جدیدی را بدست می‌آورد! او از این موضوع نه تنها ناراحت نیست بلکه به آن افتخار هم می‌کند! او بین خبرچین بودن و دوست کارتل بودن یکی را انتخاب می‌کند! هر کدام از این راه‌ها عواقب خاص خودش را برایش به دنبال داشت ولی او دوست کارتل بودن را انتخاب می‌کند! از همین رو در بین خلافکاران مشهور می‌شود و مشتری‌های خلافکار زیادی را به خود جذب می‌کند! او اگر می‌خواست کج نرود، از همان ابتدا باید مسیر درست را پیش می‌رفت اما ذات جیمی با مسیر مستقیم رفتن سازگار نیست! او همواره در جاده خاکی است و همواره دردسر است که برای او کمین کرده است! این روش زندگی بخشی از وجود اوست و کیم هم دقیقا به مانند جیمی شده و به جای اینکه از دردسر دوری کند به دنبال آن می‌دود! در قسمت چهارم می‌بینیم با افزایش تعداد موکلینش او بلاخره دفترش را می‌گیرد! همان دفتر دوست داشتنی که در بریکینگ بد بارها او را در آنجا ملاقات کرده بودیم.

در قسمت چهارم کیم متوجه ماشینی می‌شود که او را تعقیب می‌کند. جلوتر متوجه می‌شویم مایک این ماشین را برای محافظت از او و جیمی فرستاده است، او از زنده بودن لالو می‌گوید. دردسرهای بزرگی منتظر کیم و جیمی هستند! آیا این موضوعات می‌تواند نقشه‌های آن دو برعلیه هاوارد را تحت شعاع قرار دهد یا این زوج دیووانه همچنان در صدد آزار رساندن به هاوارد دست به هرکاری می‌زنند!؟ لالو چه نقشه‌ای در سر دارد و چرا می‌خواهد به جیمی و کیم نزدیک شود؟! موجی از اتفاقات تلخ و شیرین در قسمت‌های بعدی در انتظارمان است…

بررسی فصل ششم سریال Better Call Saul قسمت پنجم

کیم استرس شدیدی دارد، ترس اینکه هر لحظه لالو امنیت او و جیمی را به خطر بیندازد خواب را از او گرفته است! جیمی از همه جا بی‌خبر از مرگ لالو خوشحال است. کیم از جیمی در برابر این ترس محافظت می‌کند. رابطه آنها دیوانه‌وار، جذاب و عمیق است. جیمی نمک و انرژی زندگی کیم است و کیم تنها حامی و محافظ زندگی جیمی محسوب می‌شود. بلاخره بعد از دردسرهای مختلفی که جیمی و کیم برای هاوارد درست می‌کنند او متوجه حقیقت می‌شود. هاوارد که به سیم آخر زده یک پیشنهاد عجیب به جیمی می‌کند. او و جیمی باید تمام مشکلاتشان باهم را در رینگ بوکس حل و فصل کنند! جیمی ابتدا این موضوع را نمی‌پذیرد ولی حتما با خودش می‌گوید، چند مشت اضافه نثار هاوارد کردن ضرری ندارد! به خاطر همین آن دو وارد رینگ بوکس می‌شوند و… هاوارد در این بین تصمیم دارد از کار جیمی سر در بیاورد به خاطر همین یک نفر را برای مراقب و تعقیب او می‌گمارد. اینکه داستان هاوارد و جیمی به کجا می‌رسد مشخص نیست ولی به نظر نمی‌رسد جیمی و کیم به این راحتی‌ها دست از سر هاوارد بردارند!!

در انتهای قسمت چهارم دیدیم که گاس فرینگ دارای چه سیستم امنیتی پیچیده‌ای در خانه‌اش است! او از ترس لالو یک محافظت شدید ۲۴ ساعته روی خانه‌اش انجام می‌دهد. در این قسمت بیشتر به گاس نزدیک می‌شویم و از زاویه دیگری او و استرس‌های زندگی او را تجربه می‌کنیم، جنون اینکه کی لالو دست به کار می‌شود و چه هدفی در سر دارد بسیار گاس را از درون آزار می‌دهد و جریان مخفی و روال زندگی او را بهم زده است. استرس او بیشتر شده و وسواس او نسبت به تمیزی و مرتب بودن همه چیز افزایش یافته است و سایه لالو در زندگی‌اش خواب و خوراک را از او گرفته است! به نظر می‌رسد گاس در زیرزمین یک تله غریب و الوقوع برای لالو می‌چیند! اینکه او چطور می‌خواهد لالو را به آن زیرزمین بکشاند از سوالاتی است که فعلا جوابی برایش وجود ندارد.

بررسی فصل ششم سریال Better Call Saul

نقشه لالو سالامانکا در این قسمت تقریبا آشکار می‌شود! او به آلمان می‌رود تا همسر “ورنر زیگلر” را پیدا کند! بلاخره متوجه شدیم این مدرکی است که لالو به دنبالش بود و او به آلمان سفر کرده تا اطلاعاتی از آن کار مخفی که ورنر و کارگرانش در نیومکزیکو انجام می‌داده بدست بیاوررد. برای همین به همسر ورنر نزدیک شده و خانه‌اش را پیدا می‌کند. در خانه مدرک قابل توجهی وجود ندارد. به جر خط‌کش مهندسی‌ای که در یک قالب زیبا بسته‌بندی ‌شده است. (در اول این قسمت چگونگی خلق این اثر نشان داده می‌شود و بیننده را کنجکاو می‌کند که این خط‌کش دقیقا چیست!) هدیه‌ای که به نظر می‌رسد از طرف کارگران ورنر برای مراسم خاکسپاری‌اش داده شده است، چراکه روی آن به آلمانی نوشته شده “با عشق از طرف پسران‌تان”. هدیه‌ای از طرف پسران وفادار ورنر برای رئیس محبوبشان که به روح او بفهمانند که هنوز به یاد او هستند! همان پسرانی که به مایک قول دادند تا حتی یک کلمه از آنچه زیر آن خشک‌شویی جریان داشت به بیرون درز نکنند! اما اگر لالو محل ساخت این هدیه را پیدا کند (که در زیر آن با برچسب مشخص شده بود) خیلی زود و به راحتی می‌تواند حداقل به یکی از آن‌ها برسد! به زودی لالو با مدرک پیش کارتل و گاس بازخواهد گشت… اما گاس نیز آماده هر برنامه‌ای است…

بررسی فصل ششم سریال Better Call Saul قسمت ششم

بررسی فصل ششم سریال Better Call Saul قسمت ششم

دو رابطه‌ی عجیب و غریب را در همان ابتدای قسمت ششم سریال Better Call Saul ملاحظه می‌کنیم. اولی فلش بکی به گذشته در مورد کیم و مادرش است. شاید علت دزدی کیمِ نوجوان این بود که در واقع عکس العمل مادرش را نسبت به این موضوع ببیند. اینکه آیا واقعا مادرش در مواقعی که او کار غیرقانونی انجام می‌دهد تنبیهی واقعی برای او در نظر می‌گیرد یا خیر! ولی در آخر به نظر می‌رسد کیم از مادرش ناامید می‌شود چراکه مادرش حتی در این شرایط هم کاملا بی‌خیال به نظر می‌رسد و حتی به خاطر دزدی او را تشویق می‌کند و خودش یک هدیه دزدی به او می‌دهد! این فلش بکِ غم انگیز نشان می‌دهد چگونه بیشترِ ما سعی می‌کنیم از گذشته خود فرار کنیم، اما بیشتر اوقات دقیقاً شبیه والدین خود می‌شویم و با تمام تلاشمان گذشته ما را رها نمی‌کند!

دومین رابطه عجیب در این قسمت رابطه‌ی هاوارد و همسرش است! هاوارد حتی در زندگی شخصی نیز مانند یک ربات رفتار می‌کند! به نظر صمیمیتی بین این دو وجود ندارد. حتی می‌بینیم او سعی می‌کند با درست کردن اشکالی روی نوشیدنی همسرش کمی جلب توجه کند اما با بی‌توجهی کامل او رو به رو می‌شود! در اینجا کمی بیشتر با شخصیت هاوارد و زندگی شخصیِ کاملا خشک و رسمی‌اش آشنا می‌شویم.

وضعیت دفتر جیمی توسط  فرانچسکا کمی سر و سامان گرفته است! اما خیلی زود متوجه می‌شویم چرا در بریکینگ بد با آن دفتر شلوغ و کثیف رو به رو بودیم! مشتری‌هایِ بی‌کلاسِ جدیدِ جیمی و کارهای غیرقانونی پشت پرده وکالت‌هایش نمی‌گذارد که او اهمیتی به کلاس کاری بدهد! چیزی که برای جیمی مهم است ماندن در این حرفه به هر قیمتی است! حتی اگر قیمت ماندن در این حرفه برایش تبدیل شدنش به ساول گودمن دوستِ کارتل باشد! اتفاقا دوستِ کارتل بودن بیشتر به او می‌آید!

بررسی فصل ششم سریال Better Call Saul قسمت ششم

بعد از اتفاقات قسمت قبلی و باخبر شدن هاوارد از نقشه‌های جیمی و کیم، او یک بازرس خصوصی برای مراقب از جیمی پیدا می‌کند. این شاید بتواند به هاوارد برای برملا کردن نقشه‌های بعدی آنها کمک کند، اما کیم و جیمی نیز بیکار ننشسته‌اند. با اینکه در این قسمت جزئیات کامل نقشه بعدی آنها برعلیه هاوارد مشخص نمی‌شود (به ظاهر)، اما به نظر می‌رسد جیمی و مخصوصا کیم به شکل جدی‌ای پیگیر انجام این نقشه جدید هستند! اینکه واقعا چه در ذهن کیم است و چرا برای این ماجراجویی قصد دارد همه چیزش را به خطر بیندازد از سوالات بی‌جواب سریال تاکنون است! شاید همه چیز ریشه در نوجوانی و زندگی با مادرش دارد! به نظر می‌رسد تا یکی دو قسمت آینده، داستان سریال حول محور این نقشه و عواقب درگیری پشت پرده جیمی و کیم با هاوارد بچرخد. اینکه چه اتفاقی در قسمت‌های آینده می‌افتد قابل پیش بینی نیست و این یکی از دلایلی است که سریال Better Call Saul را از دیگر عناوین مشابه متمایز می‌کند.

بررسی فصل ششم سریال Better Call Saul قسمت ششم

اما نقشه جیمی و کیم دقیقا چیست؟ با اینکه به طور قطع نمی‌توان فعلا در موردش صحبت کرد اما کمی در این مورد حدس می‌زنیم: جیمی قصد دارد آن مرد را تبدیل به قاضی Rand Casimiro بکند! (قاضی رسمی پرونده Sandpiper) همان پرونده‌ای که جیمی زحمت زیادی برای دست و پا کردن آن کشید و هاوارد با پشت کردن به توانایی‌هایش به نوعی آن را از او به سرقت برد! به عکس‌هایی که بازرس خصوصی به هاوارد داد دقت کنید! و بعد عکس‌های جعلیِ قاضی و جیمی را که کیم در ماشین آنها را می‌بیند مشاهده کنید! به نظر می‌رسد بازرس خصوصی برای جیمی و کیم کار می‌کند و جزئی از نقشه آنها محسوب می‌شود! در عکس جیمی در حال رشوه دادن به قاضی است! به نوعی آنها می‌خواهند هاوارد را نسبت به قاضی بدگمان کنند! یک نقشه جذاب و بزرگ توسط جیم و کیم کشیده شده اما مشکل اینجاست که آنها نمی‌دانستند که Rand Casimiro واقعی دستش شکسته است اما در عکس او کاملا سالم است! در آخر می‌بینیم که کیم کلاهبرداری و نقشه کشیدن برای هاوارد را بر پیشرفت شغلی خود ترجیح می‌دهد! صحنه زیبای انتهای این قسمت دقیقا جاده زنده اوست! او که در حال جلو رفتن و پیشرفت در زندگیش بود به یکباره با یک چرخش ناگهانی به بیراهه می‌رود و مسیرش را به طور کامل تغییر می‌دهد و به دنبال نقشه‌ها و اهداف عجیب و نامعلومش با همدستی جیمی می‌رود…

…شامل اسپویل داستانی…

بررسی فصل ششم سریال Better Call Saul قسمت هفتم / برنامه‌ ریزی و اجرا!

نقشه جیمی و کیم همانطور که پیش بینی کرده بودیم درست پیش می‌رود و هاوارد پرونده Sandpiper را از دست داده و به نوعی با پایان یافتن پرونده، جیمی نیز خیلی زود به سهمش از این پرونده می‌رسد! هاوارد مستاصل‌تر از همیشه در تله‌ای می‌افتد که فکرش را هم نمی‌کرد در آن گرفتار شود. بازرس خصوصی در حقیقت برای جیمی و کیم کار می‌کرد و با دادن عکس‌های جعلی قاضی Rand Casimiro و البته یک نوع ماده مخدر که باعث تغییر در مردمک چشم می‌شود، هاوارد را به دردسر بزرگی می‌اندازد…. هاوارد بعد از این شکست نیمه شب به خانه جیمی و کیم می‌رود تا دلیل اینکارشان را از آنها بپرسد.. او آنها را جامعه ستیز خطاب می‌کند و می‌گوید از آزار رساندن به او لذت می‌برند و اینکار را نه به خاطر پول یا انتقام بلکه فقط به خاطر اینکه از آن لذت می‌بردند انجام داده‌اند… اما در ادامه…

بررسی فصل ششم سریال Better Call Saul قسمت هفتم / برنامه‌ ریزی و اجرا!

بگذارید ابتدا به پیش لالو سالامانکا برویم و بعد به سراغ هاوارد خواهیم رفت… در قسمت ششم دیدیم که لالو در آلمان با پیدا کردن یکی از کارگران ورنر زیگلر و شکنجه دادن او متوجه محل زیرزمین و هدف اصلی گاس فرینگ از ساخت این زیرزمین می‌شود. حال لالو که محل زیرزمین گاس را می‌داند می‌خواهد با مدرک و فیلمِ این زیرزمینِ مخفی به پیش کارتل برود تا دست گاس را برای آنها رو کند. اما همانقدر که گاس فرینگ باهوش است لالو نیز تیز و غیرقابل پیش بینی است. او وقتی به عمویش زنگ می‌زند خیلی زود متوجه می‌شود که مکالمه‌اش توسط فرینگ در حال شنود و ضبط شدن است پس طوری نشان می‌دهد که می‌خواهد به خانه فرینگ حمله کند اما در عوض نقشه‌ دیگری در سر می‌پروراند. نقشه‌ای که در ابتدا شما فکر می‌کنید شاید حمله شبانه به زیرزمین باشد اما دقایق پایانی وقتی سروکله او در خانه جیمی و کیم پیدا می‌شود همه شکه می‌شوند! واقعا چه چیزی در سر این مرد شرور می‌گذرد! واقعا سازندگان سریال در خلق شخصیت‌های داستانشان سنگ تمام گذاشته‌اند. اما داستان وقتی بیش از حد پیچیده و شکه کننده می‌شود که لالو بدون درنگ اسلحه‌اش را روی پیشانی هاوارد گذاشته و تیری در سر او خالی می‌کند! هاوارد با اینکه شاید حقش بود که کمی به دردسر بیفتد اما در آخر به هیچ عنوان حقش نبود داستانش به این شکل باورنکردنی و تلخ به پایان برسد… تلخی‌ای که به این راحتی از ذهنمان بیرون نمی‌رود…

هاوارد اگرچه شخصیت محبوبی نبود اما واقعا نمی‌توانیم بگوییم انسان بدی بود. یک انسان منظم که تمام سعی‌اش را کرد که به بهترین شکل ممکن زندگی کند. اگر چه او کامل نبود و موذی‌گری در وجودش دیده می‌شد اما حداقل سعی‌ می‌کرد که انسان خوبی باشد و مشکلاتش را به روش درست حل کند. برعکس این جیمی و کیم بودند که به هر دلیلی که در ذهنشان بود سعی کردند برای او دردسر ایجاد کنند و از اینکار لذت می‌بردند! انگار دردسر درست کردن برای هاوارد باعث ارضای روحی آنها می‌شد! انگار عقده‌های درونی آنها را سیراب می‌کرد! انگار حفره‌های سیاه زندگی آنها را پر می‌کرد! اما در آخر جیمی و کیم درس تلخی می‌گیرند که زندگی دیگران را بازیچه قرار ندهند. زندگی مسیری غیرقابل پیش بینی و عجیب است که نمی‌توان با برنامه‌ریزی در آن پیش رفت! هستند لحظاتی که حتی باهوش‌ترین انسان‌ها را هم غافلگیر کند، لحظاتی که جبران ناپذیر هستند!

بررسی فصل ششم سریال Better Call Saul قسمت هفتم / برنامه‌ ریزی و اجرا!

Better Call Saul شما را در موقعیت‌های وحشتناکی گرفتار می‌کند! واقعا چند دقیقه قبل از مرگ هاوارد از نقشه‌های جیمی و کیم شاد بودیم اما دقیقا بعد از مرگ هاوارد حس تنفری عجیب در وجودمان ایجاد می‌شود! حال که نقشه به ظاهر هوشمندانه جیمی و کیم منجر به مرگ هاوارد یک آدم بی‌گناه شده باید دقیقا چه حسی نسبت به آنها داشته باشیم؟ سریال ما را بازی داده است! حالا باید از شخصیت‌هایی که سال‌هاست با آنها زندگی کرده‌ایم متنفر شویم! در عین حال با تمام عصبانیت‌مان، حتی دوست نداریم یک تار مو از سر جیمی و کیم کم شود! عجیب است که یک سریال تا چه حد عمیق و تاثیرگذار ساخته شده که تمام احساسات‌تان را در مواقع ضروی به بازی می‌دهد و شما را دچار دوگانگی می‌کند!

ساول به همراه کیم دستشان به خون هاوارد آغشته است! هرچند آنها ماشه را نکشیدند اما در نقشه‌هایشان زیادی روی کردند. آنها فقط می‌خواستند کمی برای تفریح هاوارد را اذیت کنند اما در انتها جسد بی‌جان هاوارد بود که روی زمین افتاد و کفپوش خانه آنها را سرخ کرد. به نظر نمی‌رسد بعد از اتفاقات امشب، هر اتفاقی هم که بیفتد! حتی اگر کیم زنده بماند… (از جیمی که مطمئنیم که زنده می‌ماند!) دیگر زندگی مشترکی بین این دو باقی بماند! از این به بعد آنها وقتی به هم نگاه کنند به ناگاه به یاد امشب و به یاد انسان بی‌گناهی می‌افتند که به خاطر جاه ‌طلبی و شرارت بیش از حد آنها کشته شد… (بدون اینکه حتی بداند قضیه از چه قرار است) امشب آخرین دقایق مشترک این زوج کنار هم بود… با مرگ هاوارد رابطه کیم و جیمی نیز می‌میرد و برای همیشه از بین می‌رود…

پیش بینی اتفاقات ادامه داستان بسیار سخت است! شش قسمت بیشتر تا پایان این سریال فراموش نشدنی باقی نمانده، قسمت بعدی 11 جولای 2021 (۲۰ تیر ۱۴۰۱) منتشر خواهد شد… انتظار سختی خواهد بود اما حتما ارزشش را دارد…

بعد از انتشار قسمت بعدی بررسی را ادامه خواهیم داد.

امیدواریم از مطلب “تاریخ انتشار فصل ششم سریال Better Call Saul ” لذت برده باشید تا بعد…

داغترین‌ها

آخرین مطالب به روز شده

برچسب‌های برتر

مشترک شدن در این بحث
اطلاع از
guest
16 دیدگاه
جدیدترین
قدیمی ترین بیشترین رای
Inline Feedbacks
View all comments
مسعود
مسعود
۰۳ خرداد ۱۴۰۱ ۴:۴۰ ب.ظ

عجب اپیزودی بود اپیزود هفتم.به اندازه آزمندیاس جذاب بود. اونجایی که فهمید هکتور سالامانکا شنود میشه شما متوجه شدی چجوری فهمید؟ من چندبار این تکه رو دیدم ولی نفهمیدم چجوری فهمید. امین خان هنوز اعتقاد داری برکینگ بد از بتر کال ساول بهتره یا باید شش قسمت پایانی بیاد تا مطمئن بشی؟ خخخ

مسعود
مسعود
Reply to  امین علیرضائی
۰۴ خرداد ۱۴۰۱ ۱۱:۳۳ ق.ظ

آره صدا رو زیاد کردم شنیدمش. لالو وقتی اون سوسک رو دید نقشه ای به سرش زد و اومد سراغ جیمی و از طرفی نیروهای مایک جیمی و کیم رو تحت نظر دارن و همین قسمت های بعدی رو جذابتر میکنه. به نظر من گیم او ترونز تا آخر فصل چهارمش عالی بود و از فصل پنجم افتش شروع شد و دو فصل آخرش بد شد و فصل اخرش افتضاح شد. البته یه خبر خوندم… بیشتر بخوانید

مسعود
مسعود
۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۱ ۵:۰۲ ب.ظ

عجب سریالیه. پیچیدگی و تفسیر داره. اونجایی هم که رفتن پیش دامپزشک داشت در مورد اثر چیزی میپرسید که جواب داد بستگی به عادتش به کافیین داره و هیکلش چقدره هم سکانس مرموزی بود. کارت جاروبرقیه هم اونجا بود. سکانس های مایک هم جذاب بود. در مورد سکانس لالو هم کاش مینوشتید

مسعود
مسعود
Reply to  امین علیرضائی
۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۱ ۵:۴۸ ب.ظ

در مورد بازرس خصوصی هم من حدس میزنم همدست نباشه ولی جیمی خبر داره که تعقیب میشه

مسعود
مسعود
Reply to  امین علیرضائی
۰۳ خرداد ۱۴۰۱ ۱۱:۳۹ ق.ظ

دمت گرم با این پیش بینی. عالی پیش بینی کردی. همدستش بود

مجتبی
مجتبی
۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۱ ۷:۱۳ ق.ظ

آقا عالی بود دمتون گرم بابت مطلب

مسعود
مسعود
۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۱ ۱۱:۴۱ ق.ظ

آقا روزمون رو ساختی. برکینگ بد هم پارت دوم فصل آخر ترکوند. اینم فکر کنم اتفاقات اصلی میمونه برا پارت دوم ولی حدس میزنم لالو همین پارت اول کشته بشه. چقد نحوه داستان گویی و روایت این سریال دقیق و درست و منطقیه. برخلاف گات و دکستر که اون همه دوسشون داشتیم ولی بدون منطق فقط و فقط هیجان درست میکردن. من این سریال رو از برکینگ بد هم بیشتر دوس دارم چون برکینگ بد… بیشتر بخوانید

مسعود
مسعود
Reply to  امین علیرضائی
۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۱ ۲:۳۷ ب.ظ

ممنون از پاسخگویی با حوصلتون.
اتفاقا میخوام بشینم برکینگ بد رو یه بار دیگه ببینم چون بار اول خیلی چیزاشو متوجه نشدم و فیلمای گیلیگان خیلی نکته دار و پر از نماده.
ولی بتر کال سال واقعا اغراقش حداقل ممکنه و بیشتر دوسش دارم.
یه سوال. سریال سوپرانوز رو پیشنهاد میکنید؟ در مقایسه با برکینگ بد چه نمره ای بهش میدید؟

اسکرول به بالا